{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_ممنوعه‌_شب

#عشق_ممنوعه‌_شب
پارت دهم | نشانه های خون اشامی
یونگی فوراً به سمتم اومد.
«ات!»
اما پیش از اینکه به من برسه، زن با صدایی بلند گفت:
«بهش دست نزن!»
یونگی سر جاش ایستاد.
چشم‌هاش برای لحظه‌ای بسته شدن.
وقتی دوباره نگاهم کرد، چیزی در چهره‌اش تغییر کرده بود.
رنگ چشم‌هاش تیره‌تر شده بود و نفس‌هاش نامنظم به نظر می‌رسیدن.
با وحشت بهش خیره شدم.
«یونگی... چشم‌هات...»
دستش رو جلوی صورتش گرفت.
«نگام نکن.»
اما نمی‌تونستم نگاهم رو ازش بگیرم.
چیزی که می‌دیدم، دیگه شبیه یک انسان معمولی نبود.
وقتی سرش رو بلند کرد، رنگ چشم‌هاش به سرخی عمیقی تغییر کرده بود.
دو دندان نیش ظریف اما کاملاً مشخص، زیر لب‌هاش دیده می‌شدن.
نفسم بند اومد.
یک قدم عقب رفتم.
بعد یکی دیگه.
سرم رو به نشانه‌ی ناباوری تکون دادم.
«نه...»
صدای خودم رو به سختی می‌شنیدم.
«نه، تو... تو نمی‌تونی...»
یونگی با صدایی گرفته گفت:
«ات، لطفاً.»
بهش خیره شدم.
«تو خون‌آشامی؟»
هیچ جوابی نداد.
و همین سکوت کافی بود.
دستم رو جلوی دهانم گرفتم.
تمام اون شب‌هایی که رفتارش برام عجیب بود، تمام رازهایی که پنهان کرده بود، تمام نگاه‌هایی که گاهی انگار از چیزی درون خودش می‌ترسید...
همه‌چیز ناگهان معنای دیگه‌ای پیدا کرد.
با صدایی که از ترس می‌لرزید، گفتم:
«تو... واقعاً خون‌آشامی؟»
این بار یونگی جواب داد.
«آره.»
فقط یک کلمه.
اما همون یک کلمه کافی بود تا تمام دنیام زیر و رو بشه.
اشک توی چشم‌هام جمع شد.
«از اول می‌دونستی؟»
نگاهش روی صورتم ثابت موند.
«آره.»
«و هیچ‌وقت بهم نگفتی؟»
«می‌خواستم ازت محافظت کنم.»
با تلخی خندیدم.
«از چی؟ از خودت؟!»
یونگی چیزی نگفت.
به سمت در برگشتم، اما زن جلوتر از من حرکت کرد و راه رو بست.
«هنوز نمی‌تونی بری.»
با عصبانیت نگاهش کردم.
«برو کنار!»
زن تکون نخورد.
«اگه همین الان از این اتاق بیرون بری، بدون اینکه حقیقت رو بدونی، ممکنه دیگه هیچ‌وقت فرصت پیدا نکنی بفهمی چرا گردنبندت به خون اون واکنش نشون می‌ده.»

#مین_یونگی
#چند_پارتی
دیدگاه ها (۰)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

پارت ۸صدای شلیک هنوز توی گوشم می‌پیچید.به نوشته‌ی روی دیوار ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.اما بالاخره نگاهش...

مهمونی پارت ۵۵

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط