{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

~~سرنوشت~~

~~سرنوشت~~

رایا آماده شد و رفت پایین شوگا هم آماده شده بود و رو مبل منتظرش بود

+ من ا...آماده ام

- خب بریم

تو دل شوگا :

- وایی خیل با اون لباس ناز شده بود

دلم میخواست بگیرم یه بقیه چربش کنممممممم

وایی چی دارم میگم به خودت بیا مین یونگی خجالت بکش

نباید عاشق بشی ( برادرم شدی رفته )

بهش گفتم :

- لباست چرا انقدر بازه ؟

+ کجاش بازه ؟

- همه جات معلومه عوضش کن

+ چیز دیگه ای ندارم

- شیبال خیلی خب بای بریم ولی باز آخرت باشه ( عصبی یکم 🤏🏻)

+ باشه

( ویو مننن 😌)

شوگا و رایا وسایل ماشین شدن ( میزارم عکسشو )

رفتم به بزرگترین مرکز خرید سئول

( ویو رایا)

با شوگا سوال ماشین شدیم رفتیم سمت بزرگترین مرکز خرید سئول

هرچی میپوشید گیر میداد این خیلی بازه

این بهت نمیاد

این اینطوری

این اینطوری

بعد آسا رفتیم سراغ کیف ، کفش ، اکسسوری و...

آخرین خریدمون از مغازه ها تموم شد

اصلاح میکنم پاساژ رو باز زدیم و سمت خونه راه افتادیم

چند تا لباس هم برای پارتی گرفتیم که خیلی باز بودن ولی با بد بختی شوگا رو راضی کردم چون خیلی لباس هارو دوست داشتم

خببببب

این پارت تموم شد

عکس امم لباس هایی که خریده رو میزارم

کیف ، کفش ، لباس ، اکسسوری، و ماشین شوگا

پارت بعدی یمن دیگه آپ میشه

خواهش حمایت دار های قلبی حتی یخ کامنت هم ندارن💔🥺
دیدگاه ها (۰)

( رایا ویو )داشتم خونه رو نگاه. میکردم و ونه که چه عرض کنم ق...

Part ²²ویو لیلی وای در پارکینگ باز شد چقدر ماشین چقدر موتوره...

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط