{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیابان به من گفت:

در خیابان به من گفت:
در این گرمای تابستان زیر چادر آب پز نمیشی؟
و بعد انگار کسی در گوشم گفت:
«... قل نار جهنم أشد حرّاً»
بگو که آتش جهنم بسیار سوزان تر است
دیدگاه ها (۱)

ﻣﯿﺠﻨﮕﻢ ﻣﯿﺠﻨﮕﯿﻢﺑﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩﻧﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﻣﯿﺠﻨﮕﻢ...

فقر همه جا سر میکشد... فقر، گرسنگی نیست.. فقر، عریانی هم نیس...

من چادری دارم که از صورت نقاش شده ی تو زیباتر چادرم... تاج س...

اینایی که میگن پول خوشبختی نمیاره..... آقا بیاید و منو بدبخ...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَس...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

سناریو تهیونگ

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

دلتنگ یک رفیق پارت؟ *اندکی بعد در زیر زمین *_آه. انگار کل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط