تک پارتی .وقتی قراره با کمکشون لباس بخری( امتحانی)

در یک روز زیبا تصمیم میگیری بری لباس بخری واعضارو هم با خودت می بری(همه با هم)
یونگی: ا/ت مگه می خوای ما رو شکنجه کنی بخر دیگه
ا/ت: ما که تا۱زه یه ربع راه افتادیم
یونگی: ولی من بازم خستمممم
رسیدیم یه جا
از یه لباس خوششم اومد
و رفتم تستش کنم
یونگی: عالیه ،حالا میشه بریم؟
نامجون : یونگی دودقیقه دندون رو جیگر بزاری نمیمیری
جیهوپ با دقت لباس رو بررسی کرد
جیهوپ: نه ،این اصلا باطن زیبات رو نشون نمیده
جین : میشه بعدش بریم برای منم بخریم ؟
نامجون: تو که دیروز کلی خریدی
جین : چه ربطی داره از دیروز تا حالا زمان گذشته پس به اندازه یک روز اون لباسا قدیمی شده،در نتیجه لباس جدید می خوام
جیمین: عزیزم این لباس اصلا برازنده ی تو نیست،من تو رو بی لباس ترجیه میدم
نامجون نگاه پر معنایی به جیمین انداخت و با چشماش اشاره کرد که خفه شو لطفا
نامجون: به نظرم تو دیگه نظر نده جیمین جان
نامجون: این لباس بهش میاد ولی گوشه اش یکم خراب شده و یکم فقط یکم چاق نشونت میده
ا/ت: باشه،پس نمی خرمش بریم مغازه بعدی
یونگی: من که گفتم عالیه ،اصلا چرا اینترنتی نمیگیری؟
ا/ت: خرید حضوری بهتره
یونگی قیافش یه جوری شد که ترو به خدا یکی منو از دست اینا نجات بدههههه
و در آخر تا شب گلی گشتید ولی اینقدر نظرهاشون با هم متفاوت بود که هیچی نخریدی و تصمیم گرفتی دیگه نیاریشون خرید و با کلی پلاستیک از لباسای جدید جین برگشتید خونه
و در تمام پارت تهیونگ و جونگکوک به دلیل نداشتن حال نیومدن و نشستن تو خونه فیلم ترسناک ببینن

tired. army: بچه ها این اولین تک پارتی من بود اگر می خواید بیشتر بزارم بهم بگید
دیدگاه ها (۵)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

تک پارتی

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

ری اکشن BTSوقتی میپرسیم ...چرا زنگ زدم جوابمو ندادی..

سناریو جدید

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط