{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P12

میونگ سو:میخوای بدونی واقعا من کیم(با پوزخند)
جونگ کوک:کی هستی نه برای کی کار میکنی
میونگ سو:اسمم میونگ سوعه یا بهتر بگم کیم میونگ سو
جونگ کوک:چه ربطی به کسی که براش کار میکنی داره
میونگ سو:اونو که اولش گفتم نمیدونم(با پوزخند)
جونگ کوک:منو مسخره کردی(با داد)
اسلحه رو میزاره روی سرش
میونگ سو:خب دارم میگم فکر نمیکردم.....انقدر احمق باشی که نفهمی.....من کی هستم(با پوزخند)
جونگ کوک:مگه تو کی هستی
میونگ سو:یکم فکر کن ببین جونگ سو میونگ سو چه شباهت هایی دارن
جونگ کوک:نکنه خواهرشی(با پوزخند)
میونگ سو:اشتباهه(با پوزخند)
جونگ کوک:از خانواداش باشی من مشکلی ندارم(با پوزخند)
میونگ سو:نه اونم نیستم(با پوزخند)
جونگ کوک:پس چی شی نکنه دوست داره(با پوزخند)
میونگ سو:اینم اشتباهه....برای اینکه به اون مغز کوچیک فشار نیاری میگم.....خودشم(با پوزخند)
جونگ کوک:منو میخره کردی خودشم یعنی چی اون مرده مذکره میفهی(با داد)
میونگ سو:پس واقعا فکر کردی که....چرا از اولش دارم میگم....نمیدونم(با پوزخند)
میونگ سو:چون من برای هیچ کس....کار نمیکنم برای خودم کار میکنم(با پوزخند)
جونگ کوک:گیریم که تو راست میگی پس چرا تا الان نیومدن دنبالت مگه میشه دنبال رییسشون نیان
یهو یکی از پشت سر یه اسلحه میزاره روی سرش
میونگ سو:چون من نخواستم(با پوزخند)
بیونگ:بلند شو وگرنه میزنمت
جونگ کوک بلند میشه بیونگ به افرادی که با خودش تا در اتاق اورده میگه ببرنش توی حال
میونگ سو:دیر کردی یکم زودتر میومدی هویتمم لو نمی رفت(با پوزخند)
بیونگ:نگاش کن شیطونه میگه یه دونه بزنم تو دهنش سر و وضعت رو دیدی
به میونگ سو کمک میکنه بلند شه
میونگ سو:شیطون که منم فقط نمیدونم که داره اینو بهت میگه(با پوزخند)
بیونگ:بزار بریم خونه یه شیطونی نشونت بدم
میونگ سو:باشه بریم(با پوزخند)
بیونگ:دیگه بهو پوزخند نزن و گرنه میزنم لت و پارت میکنم
میونگ سو:باشه بابا چرا انقدر اعصبانی
میونگ با کمک بیونگ راه میوفته میرن بیرون از اتاق باز جویی وقتی میرسن به حال بیونگ میگه
بیونگ:چیکارشون کنم
میونگ سو یه نگاه به همشون میکنه
میونگ سو:با اون کاری نداشته باشین
به جیهوپ اشاره میکنه
یونگی:مگه من چیکارت کردم که باید کتک بخورم
جین:راست میگه صورت هندسامم خراب میشه
میونگ سو:با تو و تو هم کاری ندارم
به جین و نامجون اشاره میکنه
یونگی:پس من چی
میونگ سو:تا جایی که میدونم اخرین باری که بیونگ اومده بود اینجا تو بودی که یقشو گرفتی تهدیدش کردی(با پوزخند)
میونگ سو:ایشون خیلی مهمن اصلا نزارین احساس ناراحتی کنن(با پوزخند)
به تهیونگ اشاره میکنه
میونگ سو:ایشونم اگه نبودن من تا الان رسیده بودم خونه و سریالمو نگاه میکردم و اصلا کتک نمیخوردم به اندازه مستر کیم مهمونش کنید(با پوزخند)
دیدگاه ها (۹)

پارت ۳۷

پسر بد (54)

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

پارت ۲۵

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

سناریو سو پارت اخر

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط