زورقی دور ز ساحل دارم

زورقی دور ز ساحل دارم
کوهی از یخ به مقابل دارم



دل خون گشته ز هجرت ای گُل
تا به زانو شده در گِل دارم



گر تو و عشق نباشی ای جان
من از این دهر چه حاصل دارم



جز صبوری به فراقت مًه من
چه توقع دگر از دل دارم



سائل عشقم و امید مدد
از نگاه شًه عاقل دارم
دیدگاه ها (۱۵)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

چه کَردی باخود و مَن آفرین دِل چرا کج کَرده  او راهَش  زِ مَ...

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزیاز این باد ار مدد خواهی چراغ...

🌷🌹💐 خود که میدانی گرفتارت شدم پنهان چرا بعد  عمری عاشقی حالا...

*** سزاوار 2 ***ای اشرفِ مخلوق و گلِ سرسبدِ دَهر-غافل مشو...

امشب دلم گرفتههوای گریه دارمبغض بر گلویم نشستهنفس های خسته د...

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم گر شکوه ای دارم ز دل با...

در پيش بيدردان چرا فرياد بی حاصل کنم ...

در پيش بيدردان چرا فرياد بی حاصل کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط