{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه بازگشت پارت پنجم

راه بازگشت پارت پنجم

ا.ت:منم ا.ت یعنی منو یادت نمیاد 😥
کوک:اوممممم ا.ت ها ا.ت چیزی یادم نمیاد متاسفم
ا.ت:😭
کوک:زر زدم زر زدم ا.ت یادمه بخدا یادمه ولی باهات قهرم
ا.ت:چرا مگه چیکارت کردم 😭
کوک:میدونی چقدر وقته نیسی دلم تنگ شده خب
ا.ت:معزرت میخوام کوک 😥
کوک:بی بغلم
جیمین :چرا بغلش میکنی دست نزن بش عجبا (تو ذهنش)
جیمین با خودش اصلا به تو چه مگه اون ا.ت چیکارته پففففف
استاد:میتونید برید پایین
همه میرن جز کوک ا.ت جیمین لیسا ته
ا.ت:جیمین میشه بری پایین
جیمین:یه روزم نیس اومدی چقدر پرو شدی (حالا تو ذهنش من چرا دارم اینطوری جوابشو میدم شاید ناراحت شه 😥)
کوک:تو کی باشی که با ا.ت اینجوری حرف میزنی ها؟
جیمین:هرکی باشم به تو چه
میخواست دعوا بشه که ا.ت از رو میزش افتاد پایین همه داشتن میخندیدن که خود ا.تم خندش گرف بعد جیمین دستشو گرفت بلندش کرد..............
دیدگاه ها (۱۲)

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

مافیای من

ادامه قبلی

سناریو(بی تی اس)«وقتی عضو هشتمی و میرین فن ساین یه آرمی بهت ...

P26۵بار از پله ها بالا و پایین رفته بود تا یه ایده خوب برای ...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

فاصله یک لبخند تا جنون

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط