{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نبودنت آنقدر دردآور بود که به ذهنم خطور کرد دیگر به

دیشب نبودنت آنقدر دردآور بود که به ذهنم خطور کرد دیگر به تو فکر نکنم...
اما صبح که بیدار شدم تصمیم گرفتم به دیشب فکرنکنم☺ ️




🍂 🍂
🌾 🌷 🍒
🍂 🍁 🌸 🌻 🍀
🍂 🍃 🌸 🌿 ✍
دیدگاه ها (۱)

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

فیک تهیونگ

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART²(تهیونگ–)(پدر تهیونگ...

دیشب نبودنت آنقدر دردآور بود که به ذهنم خطور کرد دیگر به تو ...

چشم‌هایت‏پر از عاشقانه‌های پاییز است‏نگاهم که می‌کنی‏خشکم می...

تقدیم دوست گلم ساسان جان تولدت مبارک صد سال ب این سالها انشا...

🌱 🌷 💮 🍁 🍂 🍂 🍀 🍃 🍃 🍃 🍃 🏵 🌹 🌲 🍁 🍂 🍂 🍁 🌳 🌼 🌻 🌿 🌿 🌿 🌾 🌾 🌾 🍁 🍁 🍁 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط