#قمار_سرنوشت

#قمار_سرنوشت
پارت²⁷
تهیونگ بود
× تو چیکارشی ها
ته یه نگاه به من انداخت و اشاره کرد که برم پیش کوک منم رفتم
ته رفت سمت یون هو و یه مشت زد تو صورتش
ته : فکر کن بادیگاردشم
ویو ته
یون هو میخواست مشت بزنه تو صورتم ولی نزاشتم و تا سر حد مرگ با کوک زدیمش
لونا : بسه دیگه
به حرفش اهمیت ندادیم
لونا : با شمام میگم بسه کشتینش ( با داد )
ویو لونا
ته یون هو رو ول کرد و اومد سمت من دستم رو گرفت و رفتیم داخل عمارت
جونهو : شما اینجا چیکار میکنین
= یون هو کجاست
ته : لونا نزاشت بکشمش
لونا : تهیونگ
نگاهی به مین هو کردم و گفتم
لونا : برید تن لشش رو از تو حیاط جمع کنید
و بعدش رفتیم تو بالکن نشستیم
داشتیم به حیاط نگاه میکردیم
مین هو زنگ زد به آمبولانس و اومدن یون هو رو بردن
لونا : کاره بدی کردین
با تعجب نگاهم کردن
لونا : میدونین که الان قدرت دست اونه
ته : هیچ کاری نمی‌تونه بکنه
لونا : خودتم خوب میدونی که میتونه
برگشت سمتم نگاهم کرد و به کوک اشاره کرد که بره
کوک رفت
ته : لونا من نمیزارم اون آشغال بهت دست بزنه
لونا : یعنی چی
ته : یعنی نمیتونم کسی دیگه رو کنارت ببینم
لونا : ها
ته : لونا من... من عاشقتم
لونا : چیییی
دیدگاه ها (۰)

قسمت سیزده

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

وقتی تهیونگ و جونگکوک وسط س*کس بودن که بچه شون میاد داخل اتا...

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

شاگرد لوس من

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p19جونگکوک گوشی ر...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط