{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تظاهر می‌کنم،

تظاهر می‌کنم،
که ترسیده‌ام.
تظاهر می‌کنم،
به بُن‌بَست رسیده‌ام.
تظاهر می‌کنم
که پیر،
که خسته،
که بی‌حواس!

پَرت می‌روم
که عده‌ای خیال کنند،
امید ماندنم در سر نیست.
یا لااقل ... علاقه به رفتنم را
حرفی،
چیزی،
چراغی!

دستم به قلم نمی‌رود.
کلماتم کناره گرفته‌اند.
و سکوت،
سایه‌اش سنگین است،
و خلوتی
که گاه یادم می‌رود
خانه‌ خودِ من است.

از اعتمادِ کاملِ پَرده به باد بیزارم.
از خیانتِ همهمه به خاموشی.
از دیو و از شنیدن،
از دیوار.

برای من،
دوست داشتن،
آخرین دلیلِ دانایی‌ست،
اما هوا،
همیشه آفتابی نیست.
عشق،
همیشه علامتِ رستگاری نیست،
و من،
گاهی اوقات مجبورم،
به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم.
چقدر خیالش آسوده است.
چقدر تحملِ سکوتش طولانی‌ست.
چقدر ...

نباید کسی بفهمد،
دل و دستِ این خسته‌ خراب،
از خوابِ زندگی می‌لرزد.

باید تظاهر کنم حالم خوب است،
راحت‌ام،
راضی‌ام،
رها ...
راهی نیست.
مجبورم!
باید به
اعتمادِ آسوده‌ی سایه به آفتاب
برگردم...
دیدگاه ها (۳)

کویر را نمیشود فقط دید

یکی از قشنگ‌ترین لذت های زندگی‌ام،تماشای آدمها به وقت ذوق زد...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

عاشقانه های شبنم

تولدم مبارک...🎂🤍امروز چهارده‌ساله شدم؛ چهارده سال زندگی، با ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

عاشقانه های شبنم

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط