Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ
ₚₐᵣₜ⁶⁸

.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝

یه لحظه بدنم سست شد. بعد از اینکه عمه رفته بود محل کارش به من زنگ زد. صدای عربده هاش هنوزم توی گوشم بود که با عصبانیت گفت:
" تهیونگ: از اون سوراخ بیا بیرون، اگه فردا تو آپارتمانم نباشی هر چی دیدی از چشم خودت دیدی ا/ت.... "
اصلا یادم نبود فکر اینجاش رو نکرده بودم حالا باید چیکار میکردم اگه فردا نَرَم پیش تهیونگ بیچاره م میکرد اون وقتی میگفت یه کاری رو انجام میده پس صدر در صد انجام میداد ولی قرار فردا با شوگا رو چی کار میکردم.
با صدای عمه از فکر اومدم بیرون.
عمه ا/ت: چیشده ساکتی؟!.
ا/ت: چیزی نیست فقط خستم میخوام یکم استراحت کنم فعلا.
عمه ا/ت: باشه عزیزم فعلا خداحافظ.
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

My Boy❄

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو خط قرمز پارت اخر

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

مافیای من

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط