سناریو خط قرمز پارت اخر

نویسنده: ا/ت بعد از اون چک درجا رفت داخل اتاقش درو محکم بست و شروع به گریه کرد
ساعت ها گذشت و ا/ت از اتاقش بیرون نیومد
امروز قرار بود دراکن بره گنگ و ا/ت رو با خودش بیاره
از کار خودش پشیمون بود رفت جلوی در ا/ت و شروع به در زدن کرد
ولی ا/ت درو قفل کرده بود

دراکن: ببین میدونم زیاد روی کردم و اینکه نباید میزدمت

ا/ت: ......

دراکن: یعنی نمیای گنگ

ا/ت: .......

نویسنده: دراکن از خونه رفت بیرون
سوار موتورش شد رفت گنگ

گنگ>

باجی: دراکن ا/ت کوش

دراکن: دعوامون شد

باجی: براچی

دراکن: سر توی خر

دراکن: اصلا همش تقصیر توی عنتره

دراکن: برو بابا

باجی؛ باع چیرا اینجوری میکنی مثل اینکه یادت رفته خودتم با امایی

دراکن: تو غلط کردی ابجی منو میخوای

باجی: خر بازیاتو تموم کن

نویسنده: بحث این دوتا ادامه داشت و از اون طرف داخل خونه ا/ت داشت به دراکن فوش میداد
بعد از مدتی دراکن اومد خونه

دراکن: ا/ت نمیخوای بیای بیرون چیزی خوردی اصلا؟

ا/ت: .......

ا/ت: برو گمشو

دراکن: ببین من فکر کردم اینکه میخوای چیکار کنی به من ربطی نداره باجی هم ادم خوبیه
من فقط نمیخواستم مثل مامان ترکم کنی

ا/ت: عنتر گوه خوب بلندی چطور خرم کنی

نویسنده: و این گونه ا/ت از اتاق اومد بیرون

ا/ت : ولی هنوز نبخشیدمت

نویسنده: دراکن سر ا/ت رو نوازش میکنه و میگه

دراکن: ببخشید ابجی کوچیکه نباید دست روت بلند میکردم

نویسنده: از اون پس ا/ت دوست دختر باجی شد
ولی باجی حق نداشت زیاد به ا/ت نزدیک بشه

پایان
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو مایکی پارت اخر

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو مایکی پارت ۱

سناریو هانما پارت اخر

سناریو سائه پارت اخر

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو باچیرا پارت دوم

سناریو چیفویو پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط