{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسودم،

حسودم،
به انگشت هایت
وقتی موهایت را مرتب می کنند
حسودم،
به چشم هایت
وقتی تو را در آینه می بینند
و حسودم،
به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی اش
رنگ پیراهنت را عوض می کند

چه کار کنم؟
من زنِ روشنفکری نیستم
انسانی غارنشینم،
که قلبم هنوز در سرم می تپد؛
- که بادی که پنجره‌های خانه ام را به هم می‌کوبد،
روزی اگر موهای دیگری را پریشان کرده باشد چه؟
و بارانی که باریده و نباریده تورا یادم می آورد،
روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟ -

حسودم
و هی می ترسم از تو
از خودم
از او
که شاید عطر تو از گل های پیراهنش می چکد
که شاید بوی تو از انگشتانش می چکد
که شاید حروف نام تو از لبانش می چکد
هر لحظه از دسترسم دورترت می کند

تو دور می‌شوی
من
فرو
می‌روم در غار تنهایی‌ام
کنار وهمِ خفاشی که این روزها
دنیایم را وارونه کرده¬ست.
دیدگاه ها (۲۸)

تقدیم به مهران عزیز به خاطر تمام مهربانی هایشتقدیم به ارد عز...

بر شاخه ام بمان...

" ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﻣﺎﻟﮏ ﺷﻮﯼﺭﻫﺎﯾﺶ ﮐﻦ ...........ﭘ...

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام !!بی هوایت کنج پستوهای غم...

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پروانه جان

میبخشی پارت ۴

P : 29

P : 25

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط