‌
عشق آمد و گرد فتنه ؛
بر جانم بریخت..



عقلم شد و هوش رفت و؛
دانش بگریخت.‌.


زین واقعه هیچ؛دوست
  دستم نگرفت..


جز دیده که هر چه داشت؛
بر پایم ریخت

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه_ها #خاص #دلنوشته
#عشق_منی_تو #دلبرانه #ستایش
#ویسگون #جذاب #دخترونه #عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیختعقلم شد و هوش رفت و دانش بگری...

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم ریختعقلم شد و هوش رفت و دانش بگری...

#شعر

عشق آمد و گرد فتنه برجانم ریختعقلم شد،هوش رفت ودانش بگریختزی...

عشق آمد و گردِ فتنه بر جایم ریختعقلم شد و صبر رفت و دانش بگر...

وطنم شده ای ......به کجا پناه ببرموقتی نمی توانمقدمی از مرز ...

آمدم دانه بپاشم، که دلت پر زد و رفترسم مرغان مهاجر، به دلم س...

دستم به بودنت نمی رسداما بگذار سر بسته از دلم برایت بگویمطور...

ناگهان آمد و دلشورہ بہ دل‌ها انداختعشق، این‌گونہ جهان را بہ ...

یه وقتایی به جای دوستت دارم بهش بگو :ازت ممنونم که واسم وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط