عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت

عشق آمد و گردِ فتنه بر جایم ریخت

عشق آمد و گردِ فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبر رفت و دانش بگریخت
این واقعه هیچ‌دوست دستم نگرفت
جز دیده که هرچه داشت در پایم ریخت
دیدگاه ها (۱)

فردا فردا کردن

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت چهارم | گردنبند «بالاخره پیداش کردیم......

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 26{این‌بار...دستم رو رها نکن} صد...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۶**آنچه گذشت؛در اولین تمرین، وقتی دامی...

🖤 «پشت نیمکت آخر» — پارت ۱صبح دوشنبه، حیاط مدرسه مثل همیشه ش...

part 11

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط