{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت
عقلم شد و هوش رفت و دانش بگریخت


زین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت
جز دیده که هر چه داشت بر پایم ریخت
دیدگاه ها (۳)

منتظر مانده دو چشمان ترم می آییای که آتش زده ای بال و پرم می...

زلزله رقص‌کنان آمد و دیوار شکستتکیه دادم به دلم، هیبتِ آوار ...

برای کسی که دوستش داری ؛از اجبار قفس نه از مهربانی حصاری بس...

آدمای صَبور یه دفعه میرَن دیگه هم نمیان✍ 💘 ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 پژمرده شد دل ز آلودگیها کاری نکردم ز ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ آگه نه‌ای که بر دلم از غم چه درد خاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط