{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنگل همه ی شب سوخت در صاعقه ی پاییز

جنگل همه ی شب سوخت در صاعقه ی پاییز

از آتش دامن گیر ای سبز جوان بر خیز!

 

برگ است که می بارد! چشم تو نبیند کاش

این منظره را هرگز در عالم رویا نیز

 

هیهات... نمی دانم این شعله که بر من زد

از آتش «تائیس» است یا بارقه ی «چنگیز»!

 

خاکستر من دیگر ققنوس نخواهد زاد؟

و آن هلهله پایان یافت این گونه ملال انگیز!

 

تا نیمه چرا ای دوست! لاجرعه مرا سرکش

من فلسفه ای دارم یا خالی و یا لبریز

 

مگذار به طوفانم چون دانه به خاکم بخش

شاید که بهاری باز صور تو دمد برخیز

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

جنگل همه‌ی شب سوخت در صاعقه‌ی پاییزاز آتش دامن‌گیر ای سبز جو...

آه ای عزیزِ بی‌خبر از منامشب، دل گرفته‌ی دریابا یادگارهای کب...

🌱🍒آه ای عزیزِ بی‌خبر از منامشب، دل گرفته‌ی دریابا یادگارهای ...

شعری که حضرت آقا از آن به ”غوغا” تعبیر کردند خبر، آمیخته با...

السلام علیک یابن فاطمه الزهرا س

#فصل_آخر...می خواستم دوباره دریا شوم می خواستم دوباره برخیزم...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

~"دخترک با حس ذوق ذوق گلویش سیگاری را به اجبار به آتش کشید و...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط