{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی از راهرویی،

گاهی از راهرویی،
از اتاقی،
از کوچه‌ای، رد می‌شوی،
بوی یک عطر خاص مشامت را در دام می‌اندازد و می‌فهمی فلانی از آنجا رد شده!

گاهی هم می‌دانی او هرگز نمی‌توانسته در چنین مکانی باشد، اما تو آن عطر را ، با این عزیزت می‌شناسی و ذهن و قلبت با استشمامش، تا او سفر می‌کند.

بهار، فصلِ عجیبی است!
انگار خدا جهان را قرق کرده برای ما،
و آنقدر جلوه‌گری می‌کند تا این قلبهای به خواب زمستانی رفته‌مان تکانی بخورند،
بیدار شوند،
چشم باز کنند،
او را ببینند، ببویند، ببوسند ....
مثل عطر این یاس که برای بو کشیدن او کافی‌ست.

بهار فصل عجیبی است،
گویی خدا نمایشگاهی براه انداخته،
    بــــرایِ #لااله‌الاالله 💫

📎خدا رحمت کند ننه جانم را 🕊
می گفتند :این امامزاده از زیبایی های عالم است ،زیباتر نگاه کنید ☝️💙🕊



#آسمان_لاجوردی
#فکر_و_ذکر
#جاودانگی
#ننه_جانم
#خرداد_۱۴۰۴
#نوراااا_سادات
#قریه_پیشکوه
#مازندران
دیدگاه ها (۱۹)

آدمهای حساس بیشتر از دیگران درد می کشند؛ نه چون ضعیف اند، بل...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

آخرین رقص زیر باران سپیدفصل اول: ساعت‌های شنیِ شکستهصدای تیک...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط