Wedding night
Part:seventeen
رفتم پایین که منتظرش بمونم بیاد پایین.10 دقیقه گذشت ولی خبری نشد،خواستم تو گوشیم بگردم فهمیدم بالا جاش گذاشتم!
هوفـــــــــــف
رفتم بالا،بدون اینکه به این فکر کنم شاید لـ*خت باشه سرمو انداختم پایین و رفتم تو اتاق.سرمو بالا آوردم که دیدم یه حوله کوچیک از بالای سینه هاش تا بالای رون هاش هست تنشه و نشسته جلو اینه و داره موهاشو میبافه.
جلو چشمامو با دستام گرفتم.
_ببخشید..اومدم گوشیمو بردارم*داره در اتاق رو میبنده*من رفتم
•جنا ویو•
تازه از حموم در اومده بودم،شبیه موش آب کشیده شده بودم.یه حوله دورم بود،رفتم نشستم جلو اینه و بدون اینکه لباسی بپوشم نشستم موهامو که کمی نم داشت بافتم تا اون حالت فر خوشگل رو بگیره.
درحال بستن کش موهام بودم که در باز شد.خط سینم کمی مشخص بود..جونگکوک بود،اومده بود برای گوشیش..دستاش جلو چشماش بود.
از اینکه اینطوری خجالتی شده بود خنده ام گرفته بود،رفتم همون لباس دیشبی رو پوشیدم چون تمیز بود.
همه کارامو که کردم هیچی نبود که برای بعد حموم بتونم بزنم پس فقط یه عطر از از عطر های جونگکوک رو برداشتم و زدم،بوی گرم و تلخی داشت.
رفتم پایین که با جونگکوکی مواجه شدم که داره خیلی حرفه ای کرپ هارو تو ماهیتابه برمیگردونه و وسطشون نوتلا میذاره.
خیلی با احتیاط و آروم رفتم از پشت بغلش کردم.با لبخندی که رو لبم داشتم گفتم
+آقا خوشتیپه داره هنرنمایی میکنه؟
بدون اینکه نگاهی بهم بکنه گفت:ببخشید بدون اجازه اومدم تو اتاق.
دستامو باز کردم و مستقیم به صورتش نگاه کردم
+الان بخاطر این ناراحتی؟
با چشمای مظلومش نگام کرد
_اوهوم
خنده ای کردم و گفتم:کوک تو دوست پسرمی خب بالاخره اول و آخر منو میدیدی*چشماشو تو حدقه چرخوند*حالا یکم زودتر
_یعنی تو الان ناراحت نیستی که من بدنتو دیدم؟
+اگه کسی بجز تو بود ناراحت میشدم ولی چون تویی دعوات نمیکنم🤭(برو گمشوووو)
لبخندی از رضایت زد و پیشونیم رو بوسید،یدونه کرپ که با نوتلا آماده کرده بود رو گرفت سمتم
_بگو اااااااااا
+😮 اومممممم
_افرین دختر خوب..خوشمزه شده؟
+عالیییی
_خوبه،برو سر میز تا بقیه اش رو بیارم
+باشه*صدای بچگونه*(داره میره سمت میز)
_جونگکوک قربون اون صدات برهههه
با کلی ذوق رفتم سر میز نشستم و منتظر که بیاد(خداااااا🫠😭)
•کوک ویو•
کرپ هارو بردم سر میز و لپ جنا رو کشیدم و نشستم.
_بخور که باید بعد صبحونه بریم خرید
+هرچی دلم خواست؟
_هرچی دلت خواست
+چقد دوست دختر جئون جونگکوک بودن خوبههه(معلومه گوزو!!!)
با جدیت رو بهش کردم و گفتم:تو منو بخاطر پولم میخوای یا خودم؟!
+معلومه بخاطر….خودت*چشمک*
_خوبه
شروع به خوردن کردم و بعد 10 دقیقه جفتمون سیر شدیم و بلند شدیم.
+پیش به سوی خرید با شوشو
گردنشو بغل کردم و لپشو بوسیدم
_ای من قربونت برم؛خانمی کی بودی تو؟؟؟
+توووو
لباس پوشیدم و جنا هم همون لباس دیشبیش رو پوشید،سوار ماشین شدیم و از جنگل دور شدیم.
رفتم پایین که منتظرش بمونم بیاد پایین.10 دقیقه گذشت ولی خبری نشد،خواستم تو گوشیم بگردم فهمیدم بالا جاش گذاشتم!
هوفـــــــــــف
رفتم بالا،بدون اینکه به این فکر کنم شاید لـ*خت باشه سرمو انداختم پایین و رفتم تو اتاق.سرمو بالا آوردم که دیدم یه حوله کوچیک از بالای سینه هاش تا بالای رون هاش هست تنشه و نشسته جلو اینه و داره موهاشو میبافه.
جلو چشمامو با دستام گرفتم.
_ببخشید..اومدم گوشیمو بردارم*داره در اتاق رو میبنده*من رفتم
•جنا ویو•
تازه از حموم در اومده بودم،شبیه موش آب کشیده شده بودم.یه حوله دورم بود،رفتم نشستم جلو اینه و بدون اینکه لباسی بپوشم نشستم موهامو که کمی نم داشت بافتم تا اون حالت فر خوشگل رو بگیره.
درحال بستن کش موهام بودم که در باز شد.خط سینم کمی مشخص بود..جونگکوک بود،اومده بود برای گوشیش..دستاش جلو چشماش بود.
از اینکه اینطوری خجالتی شده بود خنده ام گرفته بود،رفتم همون لباس دیشبی رو پوشیدم چون تمیز بود.
همه کارامو که کردم هیچی نبود که برای بعد حموم بتونم بزنم پس فقط یه عطر از از عطر های جونگکوک رو برداشتم و زدم،بوی گرم و تلخی داشت.
رفتم پایین که با جونگکوکی مواجه شدم که داره خیلی حرفه ای کرپ هارو تو ماهیتابه برمیگردونه و وسطشون نوتلا میذاره.
خیلی با احتیاط و آروم رفتم از پشت بغلش کردم.با لبخندی که رو لبم داشتم گفتم
+آقا خوشتیپه داره هنرنمایی میکنه؟
بدون اینکه نگاهی بهم بکنه گفت:ببخشید بدون اجازه اومدم تو اتاق.
دستامو باز کردم و مستقیم به صورتش نگاه کردم
+الان بخاطر این ناراحتی؟
با چشمای مظلومش نگام کرد
_اوهوم
خنده ای کردم و گفتم:کوک تو دوست پسرمی خب بالاخره اول و آخر منو میدیدی*چشماشو تو حدقه چرخوند*حالا یکم زودتر
_یعنی تو الان ناراحت نیستی که من بدنتو دیدم؟
+اگه کسی بجز تو بود ناراحت میشدم ولی چون تویی دعوات نمیکنم🤭(برو گمشوووو)
لبخندی از رضایت زد و پیشونیم رو بوسید،یدونه کرپ که با نوتلا آماده کرده بود رو گرفت سمتم
_بگو اااااااااا
+😮 اومممممم
_افرین دختر خوب..خوشمزه شده؟
+عالیییی
_خوبه،برو سر میز تا بقیه اش رو بیارم
+باشه*صدای بچگونه*(داره میره سمت میز)
_جونگکوک قربون اون صدات برهههه
با کلی ذوق رفتم سر میز نشستم و منتظر که بیاد(خداااااا🫠😭)
•کوک ویو•
کرپ هارو بردم سر میز و لپ جنا رو کشیدم و نشستم.
_بخور که باید بعد صبحونه بریم خرید
+هرچی دلم خواست؟
_هرچی دلت خواست
+چقد دوست دختر جئون جونگکوک بودن خوبههه(معلومه گوزو!!!)
با جدیت رو بهش کردم و گفتم:تو منو بخاطر پولم میخوای یا خودم؟!
+معلومه بخاطر….خودت*چشمک*
_خوبه
شروع به خوردن کردم و بعد 10 دقیقه جفتمون سیر شدیم و بلند شدیم.
+پیش به سوی خرید با شوشو
گردنشو بغل کردم و لپشو بوسیدم
_ای من قربونت برم؛خانمی کی بودی تو؟؟؟
+توووو
لباس پوشیدم و جنا هم همون لباس دیشبیش رو پوشید،سوار ماشین شدیم و از جنگل دور شدیم.
- ۲۳.۶k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط