{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۳

پارت ۲۳


کیان : اسم واقعیم؟

رزت : اوهوم گفتی که اسمت برای من سخته

کیان : باشه

رزت : واقعا ؟

کیان اوهوم

کیان :اسمم********

رزت : نشنیدم

کیان : عادیه که نشنیده باشی

رزت : ..... چرا؟ هیچکس نمیتونه اسمتو بشنوه؟

کیان: چون فراموش شده

رزت : یعنی نمیتونی بنویسیش؟

کیان : به شکل یه خط در میاد

رزت : آها

کیان : ناراحت شدی؟

رزت : ... یه کم
آخه دوست داشتم به اسم واقعیت صدات کنم

کیان : اشکال نداره همون کیان صدام کن

رزت : باشه

کیان : خب کارتاتو انتخاب کردی؟

رزت : اوهوم الان باید کادو هارو روشون بنویسم

کیان : کمک میخوای ؟

رزت : آره لطفا

کیان : باید چیکار کنم؟

رزت : این کارت هارو برش بده

* پرش زمانی *

رزت : آخیش تمام شد

کیان: خسته نباشی

رزت : میتونی با جادوت این کارت هارو توی سراسر قصر پخش کنی

کیان : آره

رزت : ممنون ..... خیلی خوابم میاد ولی حمام نیاز دارم

کیان : خو برو حموم

رزت : اینطوری از شدت خستگی خوابم میبره دوباره با موهای خیس میخوابم مریض تر میشم.... دیگه فردا میرم شب خوش

کیان : شب خوش
دیدگاه ها (۶)

شاهزاده دوست داشتنی من

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

رمان سوم پارت سوم 😄࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی چویا ...

زمرد های صورتی پارت ¹³بکی و امیل رفتن در رو روی آنیا و دامیا...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط