پارت ۳۸
سرنوشت پیش میآید
خو بمبم جان من پارت قبلی رو اس.مات نوشتم
چقدر تو کامنتا حرف هایی زدین که من احساس کردم اگه اس.مات ننویسم بهتره
من آبرویی برای حدر رفتن ندارم یعنی اصلا آبرو ندارم
حالا شما ها بگین من اس.مات رو بنویسم یا سانسور کنم
مسئله این است🫡🤔💀
[-----------:)
[پارت۳۸)
[-----------:)
با صدای فردی از خواب بلند شدم
جونگکوک: پرنسس بیدار شدی
دلین : هوممم؟
دلین : یهو دیشب یادآوری بهم شد از خجالت رنگ 🍅شده بودم
سرم رو بردم و تو سینی لخ.تش خودم رو قایم کردم
جونگکوک: خنده
خجالت نکش پرنسس خانم
آدم از شوهرش خجالت میکشه مگه؟
دلین : هوم حالا میشه بری
جونگکوک: چرا
دلین : لباسم مناسب نیست ( خجالت زده؟
نزدیکم شد سرم رو انداختم پایین با دستش چونمو گرفت و سرمو بالا آورد
جوری که فاصله مون با کوچیک ترین تکونی تموم میشد
جونگکوک: من تازه دیشب کل بدنتو دیدم چرا خجالت میکشی ( بم )
دلین : مرض
جونگکوک: باشع پرنسس( خنده )
ولی بدنت چقدر سفیده ( خنده و از روی تخت بلند میشه )
رلین : ( بالشت رو پرت میکنه سمتش ) خفه شو ( خجالت زده )
جونگکوک: خو مگه ادم از ددیش خجالت میکشه
دلین : سرش رو از زیر بالشت در میاره
کوک تو میخوای من دق کنم
جونگکوک: نه
دلین : پس چرا این کار رو میکنی؟
جونگ کوک : برای اینکه برای بعدی ها دیگه خجالت نکشی
دلین : فقط گمشو وگرنه سر به تنت نمیزارم
جونگکوک: باشع باشع ( خنده )
صبحانه یادت نره بیبی و بعدش بیا میخوام ببرمت یه جایی
دلین : باشع برو دیگه
جونگکوک: خدافظ
دلین ویو :
از سره تخت بلند شدم
آماده شدم برای صبحانه
یه دامن کرم و یه تاپ سفید ( اسمش یادم نییس ) پوشیدم
یه بوت سفید هم زیرش پوشیدم
یکم آرایش کردم موهام رو هم با بابلیس یکم موج دار کردم و از دو طرف گرفتم و مشت سرم بستم یه پاپیون زدم پشتش( اگه نفهمیدین به من چه )
یه گردن بند طلایی زدم و استایلم رو کامل کردم
خیلی کنجکاو بودم ببینم جونگ کوک میخواد کجا ببرتم
با صدای اجوما رفتم پایین و کنار جونگ کوک نشستم و صبحانم رو شروع کردم
داشتم از پنگ کیکم لذت میبردم ( خیلی رندوم یاد بنگچان افتادم 😅🤣 )
یهو دست یکی رو روی رون پام هس کردم
جونگکوک: فکر نمیکنی زیادی توشگل شدی
دلین : نبودم ؟
جونگکوک: معلومه که بودی اما الان خوشگل تر شدی
دلین : هوم ( خر ذوق )
همین طور که درگیر ور رفتن با پنکیکم بودم و با لنا میخوردم
یهو صدای ......
ادامه دارد..
سرما خوردم ببخشید نزاشتم
شرط
۱۲ لایک
۱۵ کامنت
۵ ریپست
اسلاید اول : لباس دلیت
اسلاید دوم : بنگچان و پنکیک۰🤣😂
خو بمبم جان من پارت قبلی رو اس.مات نوشتم
چقدر تو کامنتا حرف هایی زدین که من احساس کردم اگه اس.مات ننویسم بهتره
من آبرویی برای حدر رفتن ندارم یعنی اصلا آبرو ندارم
حالا شما ها بگین من اس.مات رو بنویسم یا سانسور کنم
مسئله این است🫡🤔💀
[-----------:)
[پارت۳۸)
[-----------:)
با صدای فردی از خواب بلند شدم
جونگکوک: پرنسس بیدار شدی
دلین : هوممم؟
دلین : یهو دیشب یادآوری بهم شد از خجالت رنگ 🍅شده بودم
سرم رو بردم و تو سینی لخ.تش خودم رو قایم کردم
جونگکوک: خنده
خجالت نکش پرنسس خانم
آدم از شوهرش خجالت میکشه مگه؟
دلین : هوم حالا میشه بری
جونگکوک: چرا
دلین : لباسم مناسب نیست ( خجالت زده؟
نزدیکم شد سرم رو انداختم پایین با دستش چونمو گرفت و سرمو بالا آورد
جوری که فاصله مون با کوچیک ترین تکونی تموم میشد
جونگکوک: من تازه دیشب کل بدنتو دیدم چرا خجالت میکشی ( بم )
دلین : مرض
جونگکوک: باشع پرنسس( خنده )
ولی بدنت چقدر سفیده ( خنده و از روی تخت بلند میشه )
رلین : ( بالشت رو پرت میکنه سمتش ) خفه شو ( خجالت زده )
جونگکوک: خو مگه ادم از ددیش خجالت میکشه
دلین : سرش رو از زیر بالشت در میاره
کوک تو میخوای من دق کنم
جونگکوک: نه
دلین : پس چرا این کار رو میکنی؟
جونگ کوک : برای اینکه برای بعدی ها دیگه خجالت نکشی
دلین : فقط گمشو وگرنه سر به تنت نمیزارم
جونگکوک: باشع باشع ( خنده )
صبحانه یادت نره بیبی و بعدش بیا میخوام ببرمت یه جایی
دلین : باشع برو دیگه
جونگکوک: خدافظ
دلین ویو :
از سره تخت بلند شدم
آماده شدم برای صبحانه
یه دامن کرم و یه تاپ سفید ( اسمش یادم نییس ) پوشیدم
یه بوت سفید هم زیرش پوشیدم
یکم آرایش کردم موهام رو هم با بابلیس یکم موج دار کردم و از دو طرف گرفتم و مشت سرم بستم یه پاپیون زدم پشتش( اگه نفهمیدین به من چه )
یه گردن بند طلایی زدم و استایلم رو کامل کردم
خیلی کنجکاو بودم ببینم جونگ کوک میخواد کجا ببرتم
با صدای اجوما رفتم پایین و کنار جونگ کوک نشستم و صبحانم رو شروع کردم
داشتم از پنگ کیکم لذت میبردم ( خیلی رندوم یاد بنگچان افتادم 😅🤣 )
یهو دست یکی رو روی رون پام هس کردم
جونگکوک: فکر نمیکنی زیادی توشگل شدی
دلین : نبودم ؟
جونگکوک: معلومه که بودی اما الان خوشگل تر شدی
دلین : هوم ( خر ذوق )
همین طور که درگیر ور رفتن با پنکیکم بودم و با لنا میخوردم
یهو صدای ......
ادامه دارد..
سرما خوردم ببخشید نزاشتم
شرط
۱۲ لایک
۱۵ کامنت
۵ ریپست
اسلاید اول : لباس دلیت
اسلاید دوم : بنگچان و پنکیک۰🤣😂
- ۱۴.۱k
- ۲۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط