{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاه به نجارش گفت: فردا اعدامت میکنم، نجار آن شب نتوانس

پادشاه به نجارش گفت: فردا اعدامت میکنم، نجار آن شب نتوانست بخوابد.
همسر نجار گفت: "مانند هر شب بخواب، پروردگارت یگانه است و درهای گشا یش بسیار" کلام همسرش آرامشی بردلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید.
صبح صدای پای سربازان را شنید، چهره اش دگرگون شد و با نا امیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دریغا باورت کردم، با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجیرکنند. دو سرباز با تعجب گفتند:
پادشاه مرده و از تو می خواهیم تابوتی برایش بسازی، چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت، همسرش لبخندی زد و گفت:
"مانند هر شب آرام بخواب، زیرا پروردگار یکتا هست و درهای گشایش بسیارند"
فکر زیادی بنده را خسته می کند، در حالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبیر کننده کارهاست❤️❤️❤️ #فردوس_برین
دیدگاه ها (۴)

پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت میکنم،نجار آن شب نتوانست بخو...

پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت میکنم،آن شب نتوانست بخوابد.ه...

📚حکایت پادشاه و اعدام نجارپادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت می...

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت: فردا اعدامت می کنم، نجار آن شب نتوانست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط