{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم...

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم...

نجار آن شب نتوانست بخوابد ...

همسر نجار گفت :
مانند هر شب بخواب ...
پروردگارت یگانه است و درهای گشا یش بسیار "
کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید ...
صبح صدای پای سربازان را شنید...

چهره اش دگرگون شد و با نا امیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دریغا باورت کردم ...
با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجیر کنند...

دو سرباز با تعجب گفتند :
پادشاه مرده و از تو میخواهیم تابوتی برایش بسازی ...
چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت ...

همسرش لبخندی زد و گفت :
" مانند هر شب آرام بخواب , زیرا پروردگار یکتا هست و درهای گشایش بسیارند "

فکر زیادی انسان را خسته می کند ...
." درحالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبیر کننده کارهاست
دیدگاه ها (۴)

گفت: لطفاً این پرونده ها را بشمارگفتم: مثل هفته قبل، هنوز به...

کمی تامل....

دعای ماه رجب...!!!

"دوست داشتن خدا" آدم را داغ میکند و "عشق به خدا" آدم را پخته...

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم....

aykha...پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم ...

. پادشاه به نجارش گفت : فردا اعدامت میکنم... نجار آن شب نتوا...

پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت میکنم،نجار آن شب نتوانست بخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط