عشق تموم نشدنی

Part ۴

لیزگه:پاشدم دیدم که تو بغل ییعیتم از جام پا نشدم و تو بغلش موندم

۱ ساعت بعد⏰️
لیزگه:برای من و ییعیت ی پیامک اومد ایلول بود
ایلول:ببخشید من ی هفته پیش دوستم میمونم مریض شده
لیزگه:ماهم براش نوشتیم باشه
بعدش ییعیت بغلم کرد و گفت
ییعیت: صبح بخیر عشقم
لیزگه:صبح بخیر عزیزم
ییعت:دیشب واقعا شب خیلی خوبی بود🫦
لیزگه :آره واقعا
ییعیت:بعد این حرف لیزگه لباش.رو.بوسیدم. و هم ادامه می‌دادیم بعد لیزگه لباس منو درآورد و دستش رو می‌کشید رو سینم بعد برای گوشیم ی پیامک اومد نگاه کردم سارپ بود
سارپ:داداش کجایی کلاس داره شروع میشه
ییعیت:وای داداش خواب موندم الان میام
سارپ:باشه بدو بیا
لیزگه:چیشد
ییعیت:وای لیزگه مدرسه یادمون رفت سارپ بود گفت کلاس داره شروع میشه سریع لباس همون رو عوض کردیم و داشتیم میرفتی لب لیزگه رو .بوسیدم. بعد رفتیم رسیدیم کالج
لیزگه:تق تق
راوی:لیزگه و ییعیت دوتایی وایستاده بودن
استاد:چرا دیر اومدید
لیزگه و ییعیت:ببخشید استاد خواب بودیم😴
استاد:باشه بشینید
امیر :یعنی چیکه خواب بودن یعنی باهم خوابیدم
همون موقع استاد بوراک اومد
استاد بوراک:امیر ابن کاری که کردی دیگه از هد گذشت بدو بیا دفتر

پارت بعد رو بزارم
لایک و کامنت بادت نره
دیدگاه ها (۱۲)

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 9 | مگه شما دوتا با هم قرار می‌...

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

استاد من ۱

♡سلام من مین ا.ت هستم و ۱۳ سالمه و من ایرانی هستم و وقتی کوچ...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

چند پارتی

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط