🌙 THE GIRL IN HIS DREAMS

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMS

دختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی
پارت ۱
اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.

ساعت ۳:۱۷ نیمه‌شب.

جی‌هوپ برای سومین بار در طول هفته، با نفس‌های نامنظم از خواب بیدار شد.

همون خواب. همون خیابون خلوت. همون صدای بارون.

و همون دختر.

دختری با موهای بلند که زیر نور چراغ خیابون ایستاده بود و بهش نگاه می‌کرد.

این بار اما، قبل از اینکه تصویر محو بشه، دختر لب‌هاش رو تکون داده بود.
+ بالاخره پیدام می‌کنی؟

جی‌هوپ دستش رو روی صورتش کشید و به سقف خیره شد.

- تو کی هستی...؟

جوابی نبود.

فقط صدای بارون پشت پنجره.

صبح روز بعد، جی‌هوپ تصمیمی گرفت که حتی خودش هم دلیلش رو نمی‌فهمید.

باید پیداش می‌کرد.

با همون تصویر مبهمی که از چهره‌ی دختر به یاد داشت، شروع به جست‌وجو کرد. کافه‌ها، خیابون‌ها، پارک‌ها... هر جایی که ممکن بود توی خوابش دیده باشه.

تا اینکه عصر، وقتی از یک کافه بیرون اومد، صدای دختری رو پشت سرش شنید.

+ ببخشید آقا، این کیف مال شماست؟

جی‌هوپ برگشت.

و برای چند ثانیه، حتی نفس کشیدن رو فراموش کرد.

همون چشم‌ها.

همون چهره.

همون دختری که هر شب توی خوابش می‌دید.

دختر با تعجب نگاهش کرد.

+ حالتون خوبه؟

جی‌هوپ لب باز کرد، اما هیچ کلمه‌ای بیرون نیومد.

بالاخره بعد از چند ثانیه گفت:

- ما... قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

دختر کمی فکر کرد و بعد سرش رو به نشونه‌ی منفی تکون داد.

+ فکر نمی‌کنم. من اولین باره می‌بینمتون.

بعد کیف رو به دستش داد و خواست بره که جی‌هوپ دوباره صداش زد.

- اسمت چیه؟

دختر برگشت.

+ ا.ت.

و درست همون لحظه، لبخند محوی روی لب‌های جی‌هوپ نشست.
چون حالا یک چیز رو می‌دونست
اسم دختری که تمام شب‌ها توی خوابش می‌دید، ا.ت بود.
اما هنوز یک سؤال باقی مونده بود...
چرا ا.ت توی خواب‌هاش بود، وقتی که حتی خودش ادعا می‌کرد تا اون روز جی‌هوپ رو ندیده؟
ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱)

ادامه سناریو

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط