استاد من ۱
داشتم از استرس میمردم استاد سختگیر اقای جئون جونگ کوک توی دانشگاه تمام دخترا روش کراشن البته خودمم تا پارسال روش کراش بودم ولی الان کراش جای ترس گرفت چون یه اتفاقی افتاد که از اون روز از جئون مثل سگ میترسم من از مرد ها یا پسر ها نمیترسم ولی جئون نه از اون میترسم بچه ها داشتن توی کلاس داد بیداد میکردن صدای کفش اومد کفش های استاد جئون بود کسی که با اون ارامش با اون نگاه ترسناک ادم میکش هیچ وقت عصبانی شودن استاد جئون ندید بودیم هیچکس فقط یک نگاهش میتون ادم از پا در بیار
اومد توی کلاس یه کت شلوار مشکی پوشید بود عینک هم زد بود اومد توکلاس هم باهم یک صدا گفتیم
صبحه بخیر استاد
سر تکون داد همین
ماری دختر چابلوس کلاس
استاد امروز خوشتیپ کردید خبریه
استا یه نگاه به ماری کرد
نه ولی انگار شما دوست داشتی خبری باشه خانوم ماری
ماری سکوت کرد انگار این حرف خیلی براش سنگین بود
استاد کتش دراور استین پیراهن شو تا بالا تازد و اون تتو های جذابش توی چشم بودن
وایسا من دارم چی میگم به خودت بیا دختر
استاد جئون گفت
هم توی کلاس هستن
که صدای در اومد تهیونگ بود با همون موهای بهم ریخت لباس لش سفیدش با اون شلوار بگ ابی پرنگ کیفشم یه شون انداخت بود تهیونگ داداش استاد بود هم دخترا دوست داشتن به تهیونگ نزدیک بشن تا بتونن با استاد جئون باشن ولی من نه از تهیونگ بدم میاد اون همیشه بامن کل کل می کن همیشه اذیتم می کن
استا گفت
تهیونگ این چه وقت اومدن
تهیونگ یه نگاهی به استاد کرد
ببخشید استاد
استاد سر تکون داد
بشین
تهیونگ اومد کنار من نشست بغل دستیم بود همیشه هرجا میشستم اینم میشست بغل من ایش اومد در گوشم گفت
چطوری خر خون
یکی زدن به پهلوش
خفشو تهیونگ
پوزخندی زد و دستش انداخت روی صندلی که من نشستم این بشر چرا انقد پرو
اسناد جئون درسش داد زنگ خورد کلاس تمام شود
میخواستم برم که ته گفت
خر خون اینارو برام بنویس
منم کتاب هاش ورداشتم انداختم اشغالی
از اشغالی ورشون دار کپک
بعدم از کلاس رفتم چقدر حال داد
که اوند موهام کشید
منم دستشو گرفتم چرخوندم پشت سرش
که اونم نامردی نکرد پاشونداخت زیر پام ومن افتادم
پاشودم پامو زدم جای حساسش که دادش رفت هوا
فکر کنم دیگ نتونی بچه دارشی
باپوزخند گفت
اره دیگ خودتم نمیتونی مادر شی
اعصبانی شدم
یه مشت زدم تو شکمش مرتیک خره
بعدم رفتم پاین که با بچه ها خوردم الارا الا (فکنم درست نوشتم)
خب بچه ها بریم یه چیزی بخوریم دارم میمیرم
الارا
اره دیگ منم با داداش استاد دعوا کنم گشنم میش
الا
اهه ولش کن چون دادهش استاد فکرد کی مرتیک
ات
ولش کن بابا
رفتیم باهم تو کاف دانشگاه من یع کیک شکلاتی سفارش دادم الارا توت فرنگی
الا وانیلی
خوردیم داشتم رفت توی دانشگاه که بوممممممم یه چیز قرمز ریخت روی سرکلم بالارو نگاه کردم تهیونگ بود با رفیقاش اون چاوو عوضی نگاه کن کثافت
دارم برات رفتم توی دستشوی لباسم عوض کردم اومدم
که دانشگاه تعطیل شود داشتیم میرفتم که الارا گفت وایی پزشکی خیلی سخت
الا گفت تو فعلا جرم شناسی نخوندی که ببنی سختی هست
ههه انا چیمگن یه سر بیان رشت وکالت بعد حرف بزن
الارا
ات امشب میای بریم بار
الا
اره یه بار خیلی معروفی هم هست خیلی خفن
ات
اوکی میام ولی الان باید برم کاف
خدافظی کردیم
چطور بود دوستان امید وارم خوشتون بیاد بایی🐰🐰
اومد توی کلاس یه کت شلوار مشکی پوشید بود عینک هم زد بود اومد توکلاس هم باهم یک صدا گفتیم
صبحه بخیر استاد
سر تکون داد همین
ماری دختر چابلوس کلاس
استاد امروز خوشتیپ کردید خبریه
استا یه نگاه به ماری کرد
نه ولی انگار شما دوست داشتی خبری باشه خانوم ماری
ماری سکوت کرد انگار این حرف خیلی براش سنگین بود
استاد کتش دراور استین پیراهن شو تا بالا تازد و اون تتو های جذابش توی چشم بودن
وایسا من دارم چی میگم به خودت بیا دختر
استاد جئون گفت
هم توی کلاس هستن
که صدای در اومد تهیونگ بود با همون موهای بهم ریخت لباس لش سفیدش با اون شلوار بگ ابی پرنگ کیفشم یه شون انداخت بود تهیونگ داداش استاد بود هم دخترا دوست داشتن به تهیونگ نزدیک بشن تا بتونن با استاد جئون باشن ولی من نه از تهیونگ بدم میاد اون همیشه بامن کل کل می کن همیشه اذیتم می کن
استا گفت
تهیونگ این چه وقت اومدن
تهیونگ یه نگاهی به استاد کرد
ببخشید استاد
استاد سر تکون داد
بشین
تهیونگ اومد کنار من نشست بغل دستیم بود همیشه هرجا میشستم اینم میشست بغل من ایش اومد در گوشم گفت
چطوری خر خون
یکی زدن به پهلوش
خفشو تهیونگ
پوزخندی زد و دستش انداخت روی صندلی که من نشستم این بشر چرا انقد پرو
اسناد جئون درسش داد زنگ خورد کلاس تمام شود
میخواستم برم که ته گفت
خر خون اینارو برام بنویس
منم کتاب هاش ورداشتم انداختم اشغالی
از اشغالی ورشون دار کپک
بعدم از کلاس رفتم چقدر حال داد
که اوند موهام کشید
منم دستشو گرفتم چرخوندم پشت سرش
که اونم نامردی نکرد پاشونداخت زیر پام ومن افتادم
پاشودم پامو زدم جای حساسش که دادش رفت هوا
فکر کنم دیگ نتونی بچه دارشی
باپوزخند گفت
اره دیگ خودتم نمیتونی مادر شی
اعصبانی شدم
یه مشت زدم تو شکمش مرتیک خره
بعدم رفتم پاین که با بچه ها خوردم الارا الا (فکنم درست نوشتم)
خب بچه ها بریم یه چیزی بخوریم دارم میمیرم
الارا
اره دیگ منم با داداش استاد دعوا کنم گشنم میش
الا
اهه ولش کن چون دادهش استاد فکرد کی مرتیک
ات
ولش کن بابا
رفتیم باهم تو کاف دانشگاه من یع کیک شکلاتی سفارش دادم الارا توت فرنگی
الا وانیلی
خوردیم داشتم رفت توی دانشگاه که بوممممممم یه چیز قرمز ریخت روی سرکلم بالارو نگاه کردم تهیونگ بود با رفیقاش اون چاوو عوضی نگاه کن کثافت
دارم برات رفتم توی دستشوی لباسم عوض کردم اومدم
که دانشگاه تعطیل شود داشتیم میرفتم که الارا گفت وایی پزشکی خیلی سخت
الا گفت تو فعلا جرم شناسی نخوندی که ببنی سختی هست
ههه انا چیمگن یه سر بیان رشت وکالت بعد حرف بزن
الارا
ات امشب میای بریم بار
الا
اره یه بار خیلی معروفی هم هست خیلی خفن
ات
اوکی میام ولی الان باید برم کاف
خدافظی کردیم
چطور بود دوستان امید وارم خوشتون بیاد بایی🐰🐰
- ۱۳.۷k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط