پارت ۱
پارت ۱
ویو ا.ت
پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آروم وارد اتاق بشه
برای امشب خیلی ذوق داشتم
بالاخره هوسوک بعد از دو هفته ی پر فشار و کنسرت های خسته کننده و پرواز های طولانی مدت ، به خونه برمیگشت
میخواستم همه چیز بینقص باشه و یه خوش آمد گویی عالی براش بگیرم
برنامه هایی که چیده بودم سخت بود اما وقتی به خوشحالیه هوسوک بعد از دیدن سوپرایزم فکر میکردم ، خستگی معنا نداشت
از خونه خارج شدم و به سمت ماشینم رفتم
بعد از روشن کردن ماشین شروع به حرکت کردم
میخواستم برای امشب کلی خرید بکنم تا همه چیز بی نقص به نظر برسه
کنار فروشگاهی وایسادم که همه چیز داشت
از همه جور مواد غذایی و خوراکی گرفته تا لوازم های بهداشتی و آرایشی یا لوازم تحریری و حتی ظرف و ظروف و هر چیز دیگه ای که فکر کنی
وارد فروشگاه شدم و سبد چرخ دار بزرگی برداشتم و شروع به قدم زدن کردم
از قسمت مواد های غذایی ، لوازم مورد نیاز برای درست کردن استیک رو برداشتم
مثل ادویه ها ، گوشت ، پیاز و سبزیجات مخصوص
وارد قسمت نوشیدنی ها شدم و از بینشون شراب قرمزی رو برداشتم که ترکیبش کنار استیک عالی میشد
چند تا شمع قرمز و سفید هم برداشتم
ا.ت : فکر میکنم اگه کیک و ژله هم درست کنم دیگه عالی بشه ( زمزمه وار )
چند تا بسته ژله ی بلوبری برداشتم و داخل سبد گذاشتم
برای درست کردن کیک شکلاتی نیاز به شکر ، شیر ، تخم مرغ ، آرد ، پودر کاکائو ، وانیل ، بگینگ پودر ، روغن و کمی نمک داشتم که اونا رو هم به سبد اضافه کردم
خرید ها رو حساب کردم و بعد از برداشتنشون از فروشگاه بیرون اومدم
کیسه ها رو روی صندلیه عقب گذاشتم و سوار ماشین شدم
بعد از حدود ۲۰ دقیقه رانندگی به خونه رسیدم
خرید ها رو روی اُپن گذاشتم و به سمت اتاقم رفتم
لباس های بیرونیم رو با یه ست تیشرت و شلوارک قهوه ای عوض کردم که راحت باشم هنگام آشپزی
وارد آشپزخونه شدم و اول برای درست کردن ژله آب جوش گذاشتم
.
.
.
.
.
کیک رو از فر درآوردم و روی میز آشپزخونه قرار دارم و با سس شکلات و تیکه های توت فرنگی تزئینش کردم
بعد از کمی خنک شدن داخل یخچال قرارش دادم .
نگاهی به ساعت انداختم ۵ عصر بود
زمان خیلی زود گذشته بود
هوسوک ساعت ۸ میرسید
شروع کردم به مزه دار کردن تیکه های گوشت و بعدش سرخ کردنشون
آشپزخونه شده بود ترکیبی از بوی کیک شکلاتی و گوشت سرخ شده و این حس خیلی خوبی بهم میداد
ساعت ۶ و نیم بود
شروع کردم که چیدن میز
از گذاشتن سفره ی ساتن سفید شروع کردم و بعدش بشقاب ها و کاسه ها رو با ترتیب منظمی چیدم و کنارشون قاشق ، چاقو ، چنگال گذاشتم
شمع های سفید و قرمز رو با توجه به کوتاه و بلندیشون روی میز قرار دادم
کیک رو وسط میز گذاشتم و دورش ژله ها رو قرار دادم
استیک رو داخل بشقاب گذاشتم و با کمی سس مخصوص ، سیر پودر شده و سبزیجات تزئینش کردم
میز کامل چیده شده بود
ا.ت : وای خودم هنوز آماده نیستم
خنده ای به حواس پرتیم کردم و به سمت اتاقم دویدم
از داخل کمدم لباس مجلسیه قرمزم رو با کفش پاشنه بلند مشکیم درآوردم و پوشیدم
پشت میز آرایشم نشستم
هوسوک هیچ وقت از اینکه من آرایش غلیظ کنم خوشش نمیومد برای همین آرایش ملیح اما زیبایی انجام دادم
عطر بیلی آیلیش زدم ، گرم اما دلنشین
برای آخرین بار خودم رو داخل آیینه نگاه کردم و از اتاقم خارج شدم
همه چیز رو مرور کردم و هیچ چیز کم نبود
میز چیده شده بود
غذا و دسر چیده شده بود
خونه مرتب بود
خودم آماده بودم و مهمتر از همه ی اینا اتفاق هایی که داخل این دو هفته برام افتاد رو آماده کرده بودم که به جیهوپ بگم
خیلی حرف ها میخواستم باهاش بزنم و اونقدر حرف داشتم که انگار بعد از چند سال میخوایم همو ببینیم
با صدای زنگ خونه از افکارم جدا شدم و سمت در رفتم
ادامه دارد ...
از این نوع سبک نوشتن که جزئیات رو توضیح میدم خوشتون میاد ؟
حمایت ؟
ویو ا.ت
پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آروم وارد اتاق بشه
برای امشب خیلی ذوق داشتم
بالاخره هوسوک بعد از دو هفته ی پر فشار و کنسرت های خسته کننده و پرواز های طولانی مدت ، به خونه برمیگشت
میخواستم همه چیز بینقص باشه و یه خوش آمد گویی عالی براش بگیرم
برنامه هایی که چیده بودم سخت بود اما وقتی به خوشحالیه هوسوک بعد از دیدن سوپرایزم فکر میکردم ، خستگی معنا نداشت
از خونه خارج شدم و به سمت ماشینم رفتم
بعد از روشن کردن ماشین شروع به حرکت کردم
میخواستم برای امشب کلی خرید بکنم تا همه چیز بی نقص به نظر برسه
کنار فروشگاهی وایسادم که همه چیز داشت
از همه جور مواد غذایی و خوراکی گرفته تا لوازم های بهداشتی و آرایشی یا لوازم تحریری و حتی ظرف و ظروف و هر چیز دیگه ای که فکر کنی
وارد فروشگاه شدم و سبد چرخ دار بزرگی برداشتم و شروع به قدم زدن کردم
از قسمت مواد های غذایی ، لوازم مورد نیاز برای درست کردن استیک رو برداشتم
مثل ادویه ها ، گوشت ، پیاز و سبزیجات مخصوص
وارد قسمت نوشیدنی ها شدم و از بینشون شراب قرمزی رو برداشتم که ترکیبش کنار استیک عالی میشد
چند تا شمع قرمز و سفید هم برداشتم
ا.ت : فکر میکنم اگه کیک و ژله هم درست کنم دیگه عالی بشه ( زمزمه وار )
چند تا بسته ژله ی بلوبری برداشتم و داخل سبد گذاشتم
برای درست کردن کیک شکلاتی نیاز به شکر ، شیر ، تخم مرغ ، آرد ، پودر کاکائو ، وانیل ، بگینگ پودر ، روغن و کمی نمک داشتم که اونا رو هم به سبد اضافه کردم
خرید ها رو حساب کردم و بعد از برداشتنشون از فروشگاه بیرون اومدم
کیسه ها رو روی صندلیه عقب گذاشتم و سوار ماشین شدم
بعد از حدود ۲۰ دقیقه رانندگی به خونه رسیدم
خرید ها رو روی اُپن گذاشتم و به سمت اتاقم رفتم
لباس های بیرونیم رو با یه ست تیشرت و شلوارک قهوه ای عوض کردم که راحت باشم هنگام آشپزی
وارد آشپزخونه شدم و اول برای درست کردن ژله آب جوش گذاشتم
.
.
.
.
.
کیک رو از فر درآوردم و روی میز آشپزخونه قرار دارم و با سس شکلات و تیکه های توت فرنگی تزئینش کردم
بعد از کمی خنک شدن داخل یخچال قرارش دادم .
نگاهی به ساعت انداختم ۵ عصر بود
زمان خیلی زود گذشته بود
هوسوک ساعت ۸ میرسید
شروع کردم به مزه دار کردن تیکه های گوشت و بعدش سرخ کردنشون
آشپزخونه شده بود ترکیبی از بوی کیک شکلاتی و گوشت سرخ شده و این حس خیلی خوبی بهم میداد
ساعت ۶ و نیم بود
شروع کردم که چیدن میز
از گذاشتن سفره ی ساتن سفید شروع کردم و بعدش بشقاب ها و کاسه ها رو با ترتیب منظمی چیدم و کنارشون قاشق ، چاقو ، چنگال گذاشتم
شمع های سفید و قرمز رو با توجه به کوتاه و بلندیشون روی میز قرار دادم
کیک رو وسط میز گذاشتم و دورش ژله ها رو قرار دادم
استیک رو داخل بشقاب گذاشتم و با کمی سس مخصوص ، سیر پودر شده و سبزیجات تزئینش کردم
میز کامل چیده شده بود
ا.ت : وای خودم هنوز آماده نیستم
خنده ای به حواس پرتیم کردم و به سمت اتاقم دویدم
از داخل کمدم لباس مجلسیه قرمزم رو با کفش پاشنه بلند مشکیم درآوردم و پوشیدم
پشت میز آرایشم نشستم
هوسوک هیچ وقت از اینکه من آرایش غلیظ کنم خوشش نمیومد برای همین آرایش ملیح اما زیبایی انجام دادم
عطر بیلی آیلیش زدم ، گرم اما دلنشین
برای آخرین بار خودم رو داخل آیینه نگاه کردم و از اتاقم خارج شدم
همه چیز رو مرور کردم و هیچ چیز کم نبود
میز چیده شده بود
غذا و دسر چیده شده بود
خونه مرتب بود
خودم آماده بودم و مهمتر از همه ی اینا اتفاق هایی که داخل این دو هفته برام افتاد رو آماده کرده بودم که به جیهوپ بگم
خیلی حرف ها میخواستم باهاش بزنم و اونقدر حرف داشتم که انگار بعد از چند سال میخوایم همو ببینیم
با صدای زنگ خونه از افکارم جدا شدم و سمت در رفتم
ادامه دارد ...
از این نوع سبک نوشتن که جزئیات رو توضیح میدم خوشتون میاد ؟
حمایت ؟
- ۱۰.۷k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط