6:9 am

P²
TAKEPARTY
KOOK
بازی شروع شد و بعد از چند دقیقه جونگکوک دوباره باخت و سی صد دلار تقدیمش کرد. مرد که از لقمه چرب و چیلی و از حماقت مسخره و تازه کار پسر استفاده کامل و میکرد سرخوش از بدست آوردن این ثروت در یک ساعت بود.
جونگکوک شیش صد دلار روی میز گذاشت. انعکاس پول توی چشم های مرد دیده میشد.
: پس میخوای یه بار دیگه بازی کنیم باشه تو امروز من و ثروتمند ترین مرد کره خواهی کرد کیف پول جادویی و احمق من!
لبخند مرموز پسر پر رنگ تر شد و دوباره بازی کردن و باخت پسر مرد قمارباز و خوشحال کرد.
مردک تابحال تو خواب هم این همه پول و نمی‌دید و به این فکر میکرد شمردن پول های امروزش چقدر طول می‌کشه
جونگکوک چند عدد بسته پول از جیبش در آورد و مبلغ ده میلیون دلار و روی میز گذاشت.
چشم های مرد از حدقه در اومد و متعجب و آمیخته با کمی ترس و عصبانیت فریاد کشید
: داری چه غلطی می‌کنی جونگکوک؟ آخه چرا یه آدم باید اینهمه پول نقد همراهش داشته باشه نقشه ات چیه چه غلطی دقیقا میخوای بخوری؟!!
_ مبلغ روی میز ده میلیون دلاره.. اگه این دست و ببازم هرچی روی میزه رو بردار ولی اگه من بردم... تو باید دویست میلیون دلار بهم بدی
مرد شوکه شد و از حرص داد و بیداد کرد
: تو چی داری میگی؟؟ نکنه عقلت و از دست دادی پسره احمق.. بزار یادآوری کنم که اینجا سئوله و مردم برای ناچیز ترین مقدار پول سر و دست میشکونن.. من قبول نمیکنم
_ میل خودته ولی مطمئنم تابحال اینهمه پول و یکجا به چشمت ندیدی.. حالا به این فکر کن همه اش یکجا بره تو حسابت، توی کمتر از نیم ساعت مالک این مبلغ گنده میشی و زندگیت از این رو به اون رو میشه!
ده میلیون پول برای فرد حقیری مثل این شخص چیز قابل ستایشی بود ولی از طرفی دویست میلیون دلار هم چیز عادلانه ای به شمار نمی‌رفت و شاید اون اینهمه پول نداشت ولی باز هم گول ده میلیون و خورد و روی پول نداشته اش شرط بست.
: قبوله
مرد با فکر اینکه جونگکوک پسر تازه کار و احمقی هست شرط و قبول کرد. فکر میکرد اون داره ازش استفاده می‌کنه درحالی که جونگکوک اینطور فکر نمی‌کرد و کاملا عکس این ماجرا بود.
حالا لبخند مرموز جونگکوک حالت خاص و ویژه ای به چهره اش بخشیده بود و شروع به بازی کردن.
بعد از چند دقیقه به طور معجزه آسایی جونگکوک با مهارت برد و خون توی رگ های مرد و به جوش آورد.
مرد که از استراتژی جدید پسر و بازی متفاوتش با سری قبل کاملا جا خورده بود با عصبانیت داد کشید
دیدگاه ها (۰)

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

پارت پنجمبعد از مدرسه جونگکوک: خدافظ جیمین مراقب خودت باش جی...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۲

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۷جونگکوک دستش را از روی دستگیره ...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

قسمت ۲۵ — «هدف بعدی» 🖤ات چند ثانیه فقط به آخرین صفحه خیره ما...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵به سمت آسانسور رفت و دکمه رو فشار داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط