اون روز با بابام بحثم شد گفت:

اون روز با بابام بحثم شد گفت:

تو چطور دختری هستی که نه مرتبی نه دخترونگی داری تو دلم گفتم خب تو چی فکر میکنی باید چطور دختر باشم دختر باید دلش به پدرش گرم باشه من چطور دلم بهت گرم باشه وقتی نیستی به یه پسر پنج ساله تکیه کنم که دخترونگی کنم ولی فقط در جوابش گفتم :ببخشید
چرا اون روز من بخاطر چیزی که شده بودم عذر خواهی کنم بخاطر چیزی که نبودم و شما تبدیلم کردین من دختر بچه ای بودم که به دخترونگیاش معروف بود به ناز و عشوه هاش معروف بود دختری با دلی مثل شیشه که الان شده دختری با دلی سنگ با دلی پر از خورده شیشه دل قبلیش ولی بازم عذر خواهی کردم♥♥♥
دیدگاه ها (۱)

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

سرنوشت پارت (۱۲)

روز جهانی دختر مبارک 🥹💗 تو همون دختری هستی که با بودنت دنیا ...

کپی ممنوع

رمان عشق ممنوع

امروز یه روز عادی نیست.

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:28خوب که شدی میریم اونجا...

تو این چند روز YouTube رو نگاه کردین ؟!که اگر نکردین , حتماا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط