{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگه اشک‌هایم زبان می‌داشتند، از تمام

اگه اشک‌هایم زبان می‌داشتند، از تمام
دردهایی می‌گفتند که در سکوت بزرگ
شدند؛ از حرف‌هایی که در گلویم پیر
شدند و از منی که بارها شکستم،
بی‌آنکه جهان متوجه ترک‌های روحم
شود.
دیدگاه ها (۰)

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

🔬 هر شیار روی زبان، شاید یک سؤال بی‌پاسخ برای علم باشد...امر...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

سورا و رین

در آغوشم بگیر، بدون آن که بخواهی اندوهم را برایت توضیح دهم.#...

چند پارتی

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط