#تعجیل‌کُن...📷📸

#تعجیل‌کُن...📷📸
ای مار خفته بر سینه ام
حبل الورید
بالین توست
محبوب من !
نیشی بزن
تعجیل کن
گاه مقدر است !

از اتفاق ساده ما
پیوندی به دنیا آمد
من از عشق زاده ام
و در عشق خواهم غنود ...

#ابراهیم‌منصفی_رامی‌جنوب

#استان‌هرمزگان#بندرخمیر#جنگل‌حرا
دیدگاه ها (۱۵)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

#درک‌کن... خیره ام در چشم خیست حسرتم را درک کنقبله ام شو ، ع...

#قهر‌کن...قهر کن هرجور که می خواهی!احساساتم را جریحه دار کن،...

#خاطراتِ‌بد‌سوز!ساده نوشتمساده تر از پیچهای بی کسیکنار نبودن...

#یادش به خیر...یادش به خیر بانوی منچه نازنانه دختری بودچه قد...

#سوز_سرد‌ِ_دستانت‌آرزوی‌ِمن‌است!!!چه با شکوه می نویسم از یاد...

#فالگیر...زن [فال‌گیر] نشست،در حالی که چشمان‌اش پر از ترس بو...

#عشق‌‌‌ِ‌تو...عشق ِ تو از هر نوشاک ِ مستى‌بخشگواراتر است.عطر...

#یالِ‌اسب‌تو...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملیحت...

#دوستت‌دارم‌نترس... گفتی: «می‌ترسم از احساسات طوفانی و وحشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط