{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زل زدم به خودم توی آینه(کلیشه نیست واقعا. آدمهای تنهایی ک

زل زدم به خودم توی آینه(کلیشه نیست واقعا. آدمهای تنهایی که عادت دارند به فکر و فکر و فکر، وقتی میخواهند از خودشان بنویسند یا دارند فکرهایشان را بیان میکنند یا خیالاتشان را)
زل زدم تو آینه و به خودم نگاه میکنم. به اتفاقات اخیر زندگیم.
سعی میکنم ببینم مشکل کار کجاست؟
کجای صورت من نوشته:
راحت باشید.اینجا دلی است که نمیشکند...
رفقایم چه چیزی توی چهره من دیده اند که فکر کرده اند میتوانند هرطور خواستند رفتار کنند و هرچه خواستند بگویند و مطمئن باشند من توی رفاقتم کم نخواهم گذاشت...
گشت میزنم ببینم کدام رفتار من این گمان را برای اطرافیانم ایجاد کرده که:
آدم محکمی است... نمیشکند... به دل نمیگیرد...
من کی شبیه سنگها بوده ام که شبیه سنگها با من برخورد میکنند؟!
آینه به دردنخوری است...
خیلی به دردنخور...
آینه ای که نتواند عیب و ایراد آدم را نشانش بدهد همان بهتر که بگذارندش توی سرویس بهداشتی...
دلم مؤمنی می‌خواهد که ویژگی اش آینه بودن است...
همانقدر صیقلی، خالص و واقعی...
که المؤمن مرآة المؤمن...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
دیدگاه ها (۶)

still with you

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

Custom bride part : 3

Eleven

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

سلام همه دلیل من برای بودن!خاطرت هست گفته بودی :مؤمن آینه مؤ...

𝗣𝗮𝗿𝘁⁶⁵𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿امشب از هر دری حرف می‌زدم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط