{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهای رفته که برنگشت.

روزهای رفته که برنگشت.
دعاها که اثر نکرد.
فاصله‌ها که پر نشد.
خواب‌ها که تعبیر نشد.
تو که نیامدی.
تو که مهربان نشدی.
تو حتی نگران هم نشدی.
نیامدی، نشد.
اما تمامِ این‌ سالها به من آموخت دیگر منتظر نباشم.
منتظرِ هیچ قولی،
هیچ حرفی،
هیچ ایده‌ای،
اندوهِ نداشتنت، به من آموخت آنقدر قدرتمند هستم که از نبودن‌ها و نشدن‌ها، نخواهم مُرد.
آموخت، منتظر نباشم و با اعتماد به خودم جلو بروم نه با تحسین و تشویق دیگران، نه با وابستگی و منتظرِ دیگران بودن و این بزرگترین هدیه‌ی تو بود.
هدیه‌ای که نتوانست مرا به تو نزدیک کند اما توانست مرا به خودم نزدیک کند...
۹۸/۴/۱۷
خدانگهدار دلیل گریه های کودکانه من...
دیدگاه ها (۲)

My Vampire Mate Season 2 part : 90

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔صبح روز بعد، قصر حال‌وهوای عج...

روزهای رفته که برنگشت.دعاها که اثر نکرد. فاصله‌ها که پر نشد....

روزهای رفته که برنگشت.دعاها که اثر نکرد. فاصله‌ها که پر نشد....

روزهای رفته که برنگشت.دعاها که اثر نکرد. فاصله‌ها که پر نشد....

روزهای رفته که برنگشتدعاها که اثر نکردفاصله‌ها که پر نشدخواب...

......روزهای رفته که برنگشت.دعاها که اثر نکرد. فاصله‌ها که پ...

_روزهای رفته که برنگشت. دعاها که اثر نکرد. فاصله‌ها که...

خدا می‌داند چند نفر از ما فقدان هیجان زندگی‌مان را با صدای ب...

نام رمان:تو شدی آرامشمنویسنده:درسا میزاییژانر: عاشقانهpdfتعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط