روزهای رفته که برنگشت

روزهای رفته که برنگشت.
دعاها که اثر نکرد.
فاصله‌ها که پر نشد.
خواب‌ها که تعبیر نشد.
تو که نیامدی.
تو که مهربان نشدی.
تو حتی نگران هم نشدی.
نیامدی، نشد.
اما تمامِ این‌ سالها به من آموخت دیگر منتظر نباشم.
منتظرِ هیچ قولی،
هیچ حرفی،
هیچ ایده‌ای،
اندوهِ نداشتنت، به من آموخت آنقدر قدرتمند هستم که از نبودن‌ها و نشدن‌ها، نخواهم مُرد.
آموخت، منتظر نباشم و با اعتماد به خودم جلو بروم نه با تحسین و تشویق دیگران، نه با وابستگی و منتظرِ دیگران بودن و این بزرگترین هدیه‌ی تو بود.
هدیه‌ای که نتوانست مرا به تو نزدیک کند اما توانست مرا به خودم نزدیک کند...💔

پونه مقیمی
دیدگاه ها (۹)

ای منِ ساده،به این جماعت دل خوش نکن؛اینجا دنیای منفعت است!تو...

کسانی که ما را دوست‌ دارند، از آنها که از ما نفرت دارند، خطر...

‏ما اونجوری که دلمون میخواست زندگی نکردیماونجوری زندگی کردیم...

‏مشکل اینجاست که بعضی وقتها متوجه نمیشیم هر مهربونی هم مهربو...

چند پارتی از آرون و ا_ت ✨️اسم فیک: اون پسربد دوست صمیمی منه☘...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط