⚫ ️ پیام دانش آموزان شین آباد پیرانشهر به آتش نشانان شهید

⚫ ️ پیام دانش آموزان شین آباد پیرانشهر به آتش نشانان شهید فاجعه #پلاسکو:
ما با انفجار یک بخاری نفتی سرکلاس سوختیم و چهار سال است لحظه به لحظه درد می‌کشیم.
شما با انفجار قدیمی‌ترین ساختمان در تهران سوختید و زیرآوار ماندید. ما سوختیم، دم نزدیم و بزرگ شدیم، شما سوختید، دم نزدید و زیرآوار دفن شدید.
کابوس چهار ساله ما همان کلاس درس است و کابوس خانواده‌های شما پلاسکو.
ساختمانی که جایی می‌شود برای نبودنتان؛ که هر جمعه با فاتحه‌ای نبودنتان را اشک بریزیم.
ما دختران شین‌آبادیم؛ که هنوز هم بعد از 4 سال برای ساریا و سیران عزاداریم و با اشک‌هایمان روی خورشید را کم کرده‌ایم.
ما همدرد شماییم و لحظه لحظه درد زیرآوار ماندنتان را اشک می‌ریزیم. اشک می‌ریزیم تا آتش پلاسکو خاموش شود و دل خانواده‌تان شاید آرام از لبخند ابدیتان.
ما همدرد شماییم
دیدگاه ها (۴۷)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

ایــران در ســوگ شهید آب و آتشتقدیم به شهدای امدادگر کشورمون...

به مناسبت سالروز آتش سوزی مدرسه شین آباد؛ "از زخمهای کهنه ش...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت چهل و یکم || نام سناریوی:《شوخی ...

ادامش تو پارت قبلی جا نشد بیا اینجا❤️‍🩹. صبر کن، به خاله بگم...

امن ترین خطرپارت ۱۹«حقیقتی که بینشان ایستاد» سکوت سنگین انبا...

درد دیگر شبیه به یک حس نبود، شبیه به یک شکنجه‌ی تمام‌عیار فی...

شاعره رحیم جان شاعر تاجیکستانی

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط