خون خالص(p41)
☆ خونِ خالِص(p41)
با دیدن یونگی و جذابیتش بخاطر اون زخم روی ابروش، لذت و غرور مسخره ای کل وجودش رو گرفت.
چشمکی به آلفاهای پشت سرش زد و از کنارشون رد شد:
بعدا میبینمتون ،پسرا.
یونگی اخم ریزی داشت و تا لحظه ای که جونگکوک بهش برسه ، نگاهش رو از روی اون سه سرباز برنداشت.
جونگکوک خندید و ضربه ای به شونه ی یونگی زد.
آلفای مورد علاقم چطوره؟
اخم یونگی سریعا از روی صورتش پر کشید و بدنش نرم شد. لبخند نرمی زد و موهای امگای کنارش رو بهم ریخت.
÷ انقدر با اون سربازا هم کلام نشو. اگه توی این سازمان نبودن معلوم نبود سه نفری چطوری قرار بود مزاحمت بشن.
جونگکوک همونطور که همراه با یونگی به سمت آسانسور میرفت ابرویی بالا انداخت:
فکر کنم یجورایی بهم برخورد. احساس میکنم برای هیچ و پوچ کمربند مربی گری تکواندو داره توی ویترینم خاک میخوره.
یونگی خندید و چشم هاش کمی خط شد.
لپ جونگکوک رو کشید و هر دو نفر وارد آسانسور شدن.
÷ میدونم که از پسشون بر میای. اینا طرز تفکرات گرگمه. روی تو حساسه.
÷ داری میری طبقه ی بالا؟
جونگکوک داخل آیینه ی آسانسور موهاش رو درست کرد.
اره تو چی؟ میری پیش اون جفت کیوتت؟
یونگی تک سرفه ای کرد.
÷ سرش شلوغه دارم میرم باشگاه. لطفا مراقب خودت باش و سعی کن زبونت رو کنترل کنی .
جونگکوک خندید و سری به نشونه ی تاسف تکون داد.
÷ دارم باهات جدی حرف میزنم،بچه. همیشه کلماتت باعث میشدن توی دردسر بیوفتی . اینجا دیگه شوخی نیست. طرف مدیر مدرسه تون نیست که من به عنوان قِیمِت بیام . میدونی که؟
********
سلام به پرنسسای خودم چطورین !؟
خب دوستان من عذاب وجدان دارم شاید چون سال دیگه کنکور دارم و امسال هیچ کاری نکردم... میخوام باهاتون خداحافظی کنم که تو تعطیلات همدیگه رو ملاقات کنیم . چطوره؟ این میشه یک تایم برای شما که بیشتر تلاش کنید و جبران من..
خلاصه که دلم براتون تنگ میشه اگه مانهوا الکس رو نخوندید بهتون پیشنهادش میکنم. ولی اگه منحرف نیستید بیخیالش شید و خب فکر بد راجب من نکنید😅 .... اها یادم رفت بهتون بگم ناشناس فعال شده میتونید هرچی میخوایید بگید ..
... بگذریم . در نبود من ادمینم فعاله ولی خب فکر نکنم اونم فعالیتی بکنه و اگه کسی توی دایرکت جوابتون رو داد ادمینه...
...همه چیز رو تقریبا گفتم و کم کم داره به سمت چرت ماجرا پیش میره پس دیگه ازتون خداحافظی میکنم امیدوارم موفق بشید و نهمی های عزیز نتیجه مورد علاقه شون رو بگیرن ..
تابستون برمیگردم و خون خالص رو ادامه میدم پس لطفا منتظر بازگشت درخشانم باشید 😂🤦🏻
با دیدن یونگی و جذابیتش بخاطر اون زخم روی ابروش، لذت و غرور مسخره ای کل وجودش رو گرفت.
چشمکی به آلفاهای پشت سرش زد و از کنارشون رد شد:
بعدا میبینمتون ،پسرا.
یونگی اخم ریزی داشت و تا لحظه ای که جونگکوک بهش برسه ، نگاهش رو از روی اون سه سرباز برنداشت.
جونگکوک خندید و ضربه ای به شونه ی یونگی زد.
آلفای مورد علاقم چطوره؟
اخم یونگی سریعا از روی صورتش پر کشید و بدنش نرم شد. لبخند نرمی زد و موهای امگای کنارش رو بهم ریخت.
÷ انقدر با اون سربازا هم کلام نشو. اگه توی این سازمان نبودن معلوم نبود سه نفری چطوری قرار بود مزاحمت بشن.
جونگکوک همونطور که همراه با یونگی به سمت آسانسور میرفت ابرویی بالا انداخت:
فکر کنم یجورایی بهم برخورد. احساس میکنم برای هیچ و پوچ کمربند مربی گری تکواندو داره توی ویترینم خاک میخوره.
یونگی خندید و چشم هاش کمی خط شد.
لپ جونگکوک رو کشید و هر دو نفر وارد آسانسور شدن.
÷ میدونم که از پسشون بر میای. اینا طرز تفکرات گرگمه. روی تو حساسه.
÷ داری میری طبقه ی بالا؟
جونگکوک داخل آیینه ی آسانسور موهاش رو درست کرد.
اره تو چی؟ میری پیش اون جفت کیوتت؟
یونگی تک سرفه ای کرد.
÷ سرش شلوغه دارم میرم باشگاه. لطفا مراقب خودت باش و سعی کن زبونت رو کنترل کنی .
جونگکوک خندید و سری به نشونه ی تاسف تکون داد.
÷ دارم باهات جدی حرف میزنم،بچه. همیشه کلماتت باعث میشدن توی دردسر بیوفتی . اینجا دیگه شوخی نیست. طرف مدیر مدرسه تون نیست که من به عنوان قِیمِت بیام . میدونی که؟
********
سلام به پرنسسای خودم چطورین !؟
خب دوستان من عذاب وجدان دارم شاید چون سال دیگه کنکور دارم و امسال هیچ کاری نکردم... میخوام باهاتون خداحافظی کنم که تو تعطیلات همدیگه رو ملاقات کنیم . چطوره؟ این میشه یک تایم برای شما که بیشتر تلاش کنید و جبران من..
خلاصه که دلم براتون تنگ میشه اگه مانهوا الکس رو نخوندید بهتون پیشنهادش میکنم. ولی اگه منحرف نیستید بیخیالش شید و خب فکر بد راجب من نکنید😅 .... اها یادم رفت بهتون بگم ناشناس فعال شده میتونید هرچی میخوایید بگید ..
... بگذریم . در نبود من ادمینم فعاله ولی خب فکر نکنم اونم فعالیتی بکنه و اگه کسی توی دایرکت جوابتون رو داد ادمینه...
...همه چیز رو تقریبا گفتم و کم کم داره به سمت چرت ماجرا پیش میره پس دیگه ازتون خداحافظی میکنم امیدوارم موفق بشید و نهمی های عزیز نتیجه مورد علاقه شون رو بگیرن ..
تابستون برمیگردم و خون خالص رو ادامه میدم پس لطفا منتظر بازگشت درخشانم باشید 😂🤦🏻
- ۹.۳k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط