{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد

آهی کشید و آه ِ دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد

آدم نشسته بود ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود، غزل اختراع شد

"یک دست جام باده و یک دست زلف یار"
اینگونه بود ها!، که بغل اختراع شد
دیدگاه ها (۲)

«رایحه پنهان»] - اَ... اَه...سریع دستش رو جلوی دهنش گرفت.- و...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

چندپارتی جیمین

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

( Blue Side )

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

PT/4 ات با ترید سرشو تکون...

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟒یک هفته بعدمثل هرشب سر میز شام نشسته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط