{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد

آهی کشید و آه ِ دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد

آدم نشسته بود ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود، غزل اختراع شد

"یک دست جام باده و یک دست زلف یار"
اینگونه بود ها!، که بغل اختراع شد
دیدگاه ها (۲)

بیا این دوتا هم تورو شناختن!!!خخخخ

ی روز خوووووب

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

«رایحه پنهان»] - اَ... اَه...سریع دستش رو جلوی دهنش گرفت.- و...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

ابلیس

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.سری از تاسف بابت ...

چندپارتی جیمین

پارت ۲۷: زنجیرهایِ سرد، کلماتِ هراساناتاقِ مسترِ عمارت، با آ...

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

( Blue Side )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط