{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لجبازی

لجبازی
P13
س: یا جد بنگتن چیههه چی شدههه
ک: تو شیرموز منو خوردیییی
س: عااا چیزه شیرموز؟ اره
ک: چیییییی
س: وایییی الفراررررر
سایان خاص فرار کنه بخاطر مشکلش مث خرس پخش زمین شد کوک اومد بالا سرش
ک: جرررررر حتی نمیتونی بدوییی🤣🤣
س: کوفتتت افتخارم میکنه
کوک سایان بلند کرد گزاش رو مبل
ک: خب خانم کوچولو چرا شیرموز منو خوردی مگه خدت شیر توت فرنگی نداری؟
س: چرا دارم ولی دلم خاص اونو بخورم رفتم بیرون میخرم برات دیگه ایش
ک: باشه🐰راستی یونا چی گف
س: گف بعد ظهر بریم اونجا پیششون
ک: خب باشه اتفاقا منم امروز کاری ندارم بریم
س: باشه
سایان رف بالا یه ست هودی شلوار مشکی پوشید کتونی کوک و پوشید یه عطر تلخ زد با یه رژ لب قرمز رف پایین
کوک هم یه ست هودی شلوار پوشید عطر تلخشو زد کتونی پوشید
س: بریممم؟
ک: چ جذاب شدی
س: اوه تنک شمام جذاب شدی جناب جئون
ک: او چاگی کتونی منو پوشیدی؟
س: ارههه ولی ۳ سایز بزرگه کفی گزاشتم
ک: جرر اخه مگه مجبوری
س: اره حالا هم‌بریم😑🤣
رسیدن خونه ته و یونا رفتن داخل
ته:خیلی خوش اومدین یونا الان میاد رفته بالا لباس عوض کنه
س : اونیییی بیاااا دیگههه
ی: اومدممم
ک: خب ته چخبر
ته: هیچی بیکاری حصلمم سر رفته
یونا اومد
ی: سلاممم خوش اومدیین
س و ک : سلامم مرسی
س: چطوری خبی؟
ی: نه یجوریم
س: طبعیه ریدیم باید تحمل کنیم😑🤣
ی: اره
تهکوک: چی میگید ها؟
س: هیچی باو
ی: خب چی میخورید بیارم؟
ته: من هات چاکلت
ک: منم شیرموز
س: منم بستنی شکلاتی
ی: اوکییی الان میام
یونا رف با خوراکی ها برگشت برای خدش شیر توت فرنگی آورده بود
ی: بفرماییید
همه : ممنون
ی: نوش جون
مشغول خوردن بودن ک سایان کرمش گرف خاص پسرا رو یکم اذیت کنه
س: پسرا فردا میرید کمپانی دیگه نه؟
تهکوک: اره
ته: چطور؟
س: هیچی بابا گفتم تا شما اونجایید من و یونا بریم بار
کوک داش شیرموز میخوزد پرید تو گلوش
ک: وادفاک سایان چی میگی بزار ۲۴ ساعت از جر خوردنت بگذره
ته: من ک نمیزارم یونا بیاد
س: لطفاااا
ته یهویی عصبی شد دادی سر سایان کشید
ته: گفتم نهههه سایانن
س: عهه خب باشه بابا داشتم اذیتتون میکردم 🥺🥺🥺🥺
ی: یااااا اونی ته منظوری نداشت
س: اره از دادی ک سرم کشید مشخصه جنبه یه شوخی هم نداش هییق
ک: خدایی چرا انقد مارو اسکل میکنی؟😑🤣
س: هییق دوس دارممم
ته: عا بب ببخشید نونا نمیخاستم سرت داد بزنم
س: ولی زدیییی برو اونور تو دیگ اوپای من نیستی
ته: یااااا نونااااا ببخشید خببب
س:...........
ته: سایان نوناااا
ک:ریدی داش حالا حالا ها آشتی بکن نی
ته:ودففف
ی: آیشش ته ببین چیکار کردی اونییی ببخش دیگه ورگنه مخ منو میخوره
س: نمخام دیگ اوپای من نیستی هیچ اوپایی سر نوناش اینجوری داد نمیزنه بدددد
تهکوک:🤦‍♂️🤦‍♂️
ی: ته ریدی🤣
چطور بود؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

لجبازی P14ی: خب خب شمادوتا هیچ جا نمیرید شب اینجایید س: وایی...

من خیلی ادمین خوبیممم😂😂پارت ۱۵

لجبازی P12ویو سایان تو راه هیچ حرفی نمیزدیم کم کم داش یادم م...

لجبازی P11ویو سایان با حالت مستی رفتم سمت اون پسره یکم اشنا ...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط