{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ #طنز_جبهه😅

‍ #طنز_جبهه😅
#شوخی_شهید_همت😊
.
بچه‌ها ڪسل شده بــودن ُ حوصله نداشتن .
حـاجی دَر ِ گــوش یڪی داشت پچ پــچ میڪرد ُ زیــر‌ چـِشی بــقیه رُ می‌پـایـید .
انگار شیطنــتش گــــُل ڪـرده بـود .😉
.
حـاجـی رفت بـیرون
با یـه عراقی ِ بـــرگشـت تــو ...
بـــچه‌ ها دُویـــدن دور حاجـــی ُ عراقی ِ .
حاجی عراقی َ ر ُ ســپرد بــه بچه‌ ها ُ خـــودش رفــت ڪنـــار .
.
اونام انـــگار دلشــون مــــی‌ خواست عقهد‌ه‌ هاشون ُ رو سر یکی دیگه خالی ڪنن 
ریختــن ســـر عراقی ُ شــروع ڪردن بـــه مــشت ُ لــگد زدن بــه اون .
تا خورد زدنـــش .
حاجـــیم هیــچی نـــمی‌ گــفت .
فـــقــط نگاه می‌ڪرد .
یڪــی رفت تــفنگش ُ آوُرد ُ گـــذاشت ڪنـــار ســَر عـــراقی .
.
عراقـــی رنــگش پـــرید
زبون بـــاز ڪرد ڪـه « بـــابـــا ، نڪنید ،نــڪشیدم ! مــن از خـــودتونم . »
و شروع ڪرد تنــدتند ، لــباسایــی رُ ڪه ڪش رفته بــود ڪــندن
و غر زدن ڪــه
« حــاجی جــون ، تــو هـم بـا ایــن نقشه‌ هات . نــزدیک بــود ما رُ بــه کشتـــن بــدی .
حـــالا قیافم شبیه عراقیاس دلــیل نمــی‌شه ڪه … »
بچه‌ ها همه زدن زیـــر خنده .
حاجیــم می‌ خندید .
😅 😅

🌷 شهید محمد ابراهیم همت🌷
..
🍃 🌹
🌹 🍃 @khateshohada
دیدگاه ها (۱)

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

بچـــه‌هـــا کسل شده بــودن ُ حوصله نداشتن . حـــاجی دَر ِ گ...

در جبهه یک شرایطی پیش می آمد که بچه ها بی حوصله می شدند مثل ...

بسم الله...بچه ها کسل بودندو بی حوصله ،حاجی)همت( سردر گوش یک...

منزل حاج فرید آسیاییمحله کوتی بوشهرخانه های قدیمی به واسطه ا...

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند ، بچه ها شیطنت و سر...

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) ریخته بودند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط