گاه و بی‌گاه فرو می‌شوی

گاه و بی‌گاه فرو می‌شوی
در چاهِ خاموشی‌ات
در ژرفای خشم پرغرورت
و چون بازمی‌گردی
نمی‌توانی حتا اندکی
از آن‌چه در آن‌جا یافته‌ای
با خود بیاوری

عشق من ، در چاهِ بسته‌ات
چه می‌یابی ؟
خزه‌ی دریایی ، مانداب ، صخره ؟
با چشمانی بسته چه می بینی ؟
زخم‌ها و تلخی‌ها را ؟
زیبای من ، در چاهی که هستی
آن‌چه را که در بلندی‌ها برایت کنار گذاشته‌ام
نخواهی دید
دسته‌ای یاس شبنم‌زده را
بوسه‌ای ژرف‌تر از چاهت را

از من وحشت نکن
واژه‌هایم را که برای آزار تو می‌آیند
در مشت بگیر و از پنجره رهایشان کن
آن‌ها بازمی‌گردند برای آزار من
بی آن‌‌که تو رهنمون‌شان شده باشی
آن‌ها سلاح را از لحظه‌ای درشت‌‌خویانه گرفته‌اند
که اینک در سینه‌ام خاموش شده‌است
اگر دهانم سر آزارت دارد
تو لبخند بزن
من چوپانی نیستم نرم‌خو ، آن‌گونه که در افسانه
اما جنگلبانی‌ام
که زمین را ، باد را و کوه را
با تو قسمت می‌کند
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول : حضرت امام سجاد علیه السلام ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

ادامه سناریو

گاه و بی‌گاه فرو می‌شویدر چاهِ خاموشی‌اتدر ژرفای خشم پرغرورت...

🌱🍒بی‌گمانآن‌گاه که تو در دره‌ی دورافتادهپنجره‌های خانه‌ات را...

باید در ژرفای وجودت آگاه باشی که زندگی موهبتی است بسیار ارزش...

اما نیمہ شبے من خواهم رفتاز دنیایے ڪہ مال من نیستاز زمینے ڪہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط