{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما نیمہ شبے من خواهم رفت

اما نیمہ شبے من خواهم رفت

از دنیایے ڪہ مال من نیست

از زمینے ڪہ بیهوده مرا بدان بستہ اند

و تو آن گاه خواهے دانست ،

خونِ سبز من !

خواهے دانست ڪہ جاے چیزے

در وجود تو خالیست

و تو آن گاه خواهے دانست ،

پرنده ے ڪوچڪ قفس خالے

و منتظر من !

خواهے دانست ڪہ تنها مانده اے

با روح خودت

و بے ڪسے ات را دردناڪ تر

خواهے چشید زیر دندان غم ات ،

غمے ڪہ من مے برم

غمے ڪہ من مے ڪشم ...
دیدگاه ها (۷)

الاغ گفت :رنگ علف قرمز است!!!گرگ گفت :نه سبز است!!!باهم رفتن...

تو دنیای من آدمایی هستن که خیلی راحت میتونن همه چیو به نفع خ...

خواستن همیشه توانستن نیست...گاهی فقط...داغ بزرگیست که تا ابد...

خدایا از خودت از دنیات از آدمهات از هرچی عشقه از خودم از همه...

و اما؛نیمه شبی من خواهم رفتاز دنیایی که مال من نیستاز زمینی ...

رقیه بنت الحسین

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

مرد بی رحم

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط