گفتی بمان،

گفتی بمان،
می خواستم،اما نمی شد

گفتی بخوان،
بغض گلویم وانمی شد

گفتی که تا فردا
خداحافظ ولی آه

آن شب نمی دانم
چرا فردا نمی شد

تمامم شده درد
دلم میگیرداز این بودن

خیلی خسته ام.
از ڪدام حالم میپرسی.

مگر نمیبینی ڪه
چقدر شڪسته ام..!
دیدگاه ها (۱۸)

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

عاشقانه های شبنم

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

part:21

آوای شبپارت ۱۲ویو نویسنده ساعت : ۳:۳۰ بعد از این که انیا بکی...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 34صبح روز بعد شوگا زودتر از همیشه به بیمارستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط