همچون دالانی بلند

همچون دالانی بلند
تنها بودم
پرندگان از من رفته بودند
شب با هجوم بی مروت اش
سخت تسخیرم کرده بود
خواستم زنده بمانم
و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود
تنها کمانم
تنها سنگم...
دیدگاه ها (۱)

حالم از تک تک ثانیه هایی که فکر میکردم دوسم داری بهم میخوره....

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

Cruel Love .پارت ۱۴ صبح ویو آنجلینا صبح که بلند شدم احساس س...

سلام البته ما مردم هم باید فرهنگ درست مصرف کردن از آب این نع...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

سلااااااااااااام🎀😝فکر کردن خاله مرده؟؟ نه هنوز خاله زنده هست...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط