{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- حتی قربون صدقه رفتناشم فرق داشت با همه . .

- حتی قربون صدقه رفتناشم فرق داشت با همه . .
نمیگفت عمرم ، نفسم ، عزیزم .
صداش که میکردم میگفت :
- جانم چشمام؟!
این چشمام گفتن‌شم فلسفه داشت برای خودش . .
میگفت :
- بی‌بی‌م همیشه بهم میگه چشمام .
هر وقتم ازش میپرسم چرا؟!
میگه یه وقتایی . .
هیچ فرقی نیست بین نبودن چشمای یه آدم و مُردنش .
آدمی که مزه‌ی دیدنو چشیده باشه ؛
چشماش اگه نباشه دنیاش تیره و تار میشه .
طبیعیه که دیگه هیچی و هیچ‌کسی رو نمیبینه . .
نمیتونه که ببینه .
براش سخت میشه ساده‌ترین کارا . .
دلش همیشه تنگه .
همه‌ش دلتنگ رنگ و نور و روشنائیه . .
آدمِ بینا ، بدون چشماش خیلی چیزا کم داره .
گاهی وقتا حتی خودِ زندگی رو .
میگفت :
- فدای چشمات برم چشمام . .

#چشــــــــمام
#عشق_پراکنی
#شیوه_ی_عاشقی


یه لـُر نمیگه چشمـات منو کشته ، میگه :
خینیـم چشیاتـن 💛 .

#زبان‌عشق
#ی_نمه_دلبــــــــــــری

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

Are they just stray kids...?

سناریو توکیو ریونجرز

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ داری..چیکار.......

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط