( شعر از خودم)
( شعر از خودم)
تا کی ز غمت پرس کنم خانه به خانه*
کس نیست بگوید ز تو یک نام و نشانه*
تا کی بزنم زار در این کوچه و بازار *
این حال خرابم همه جا گشت فسانه*
عمری است به امید وصال گل رویت*
خونابه ز چشم و ز دلم گشت روانه *
داغت به دلم آتشی انداخت که هرگز*
خورشید بدین گونه ندید است زبانه *
بی ماه رخت خواب بر این چشم حرامست*
تیغش به کشم گر برود خواب شبانه*
خشکیده اگر ساقه ی بیمار و نحیفم *
چشم ار به تو انداخت برویید جوانه *
هر جا گذر انداختم از قصه ی عشاق*
عاشق چو منی هیچ ندید است زمانه*
لالی ننشیند مگرش کام بر آید *
باز آ و دگر هیچ مگو عذر و بهانه *
( لطفا نظر دهید)
تا کی ز غمت پرس کنم خانه به خانه*
کس نیست بگوید ز تو یک نام و نشانه*
تا کی بزنم زار در این کوچه و بازار *
این حال خرابم همه جا گشت فسانه*
عمری است به امید وصال گل رویت*
خونابه ز چشم و ز دلم گشت روانه *
داغت به دلم آتشی انداخت که هرگز*
خورشید بدین گونه ندید است زبانه *
بی ماه رخت خواب بر این چشم حرامست*
تیغش به کشم گر برود خواب شبانه*
خشکیده اگر ساقه ی بیمار و نحیفم *
چشم ار به تو انداخت برویید جوانه *
هر جا گذر انداختم از قصه ی عشاق*
عاشق چو منی هیچ ندید است زمانه*
لالی ننشیند مگرش کام بر آید *
باز آ و دگر هیچ مگو عذر و بهانه *
( لطفا نظر دهید)
- ۱.۳k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط