{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیری است دلم در به در و خانه به خانه

دیری است دلم در به در و خانه به خانه
تا کی ، به که یابد ز تو ای عشق ! نشانه
دانی که چه ای از پس این در به دری ها ؟
خواب سحری در پی کابوس شبانه
از خون دلم بر ورق جان کلماتی است
پیکی که دلم سوی تو کرده است روانه
با شور تو ، خون می زند از سینه برونم
چون ساقه که بشکافدش از پوست ، جوانه
خواهم که چو ققنوس بسوزم به لهیبت
چون میکشی ای آتش خوش سوز ! زبانه
بیگانه شدن از همگان جز ، تو یگانه
من دانم و تو ، ای زده قُفلی به دهانم !
آن قصّه که ز اغیار شنیدیّ و زما ، نه
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه های شبنم

( شعر از خودم)تا کی ز غمت پرس کنم خانه به خانه*کس نیست ب...

حیات‌بخش چو خون در رگم روانه توییبرای زیستنم بهترین بهانه تو...

برای قلب خسته ام تو بهترین بهانه ایپراز دقیقه های خوش، سرود ...

برای قلب خسته ام تو بهترین بهانه ایپراز دقیقه های خوش، سرود ...

برای قلب خسته ام تو بهترین بهانه ایپراز دقیقه های خوش، سرود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط