لب بگشا که شد جهان تشنه لبی به راه تو

لب بگشا که شد جهان تشنه لبی به راه تو
رخ بنما که عالم است منتظر نگاه تو

چهره نمای و جان بده باده به عاشقان بده
دولت جاودان بده در کنف و پناه تو

یوسف ما ز در درآ صبح سپید ما برآ
چهره به عاشقان نما آن رخ خوب و شاه تو

شد همه منتظر به در چشم زمانه سر به سر
از پی منظر نظر جانب بارگاه تو

واسط نعمت نعیم موجب رحمت رحیم
خود تویی راه مستقیم لشگر حق سپاه تو

کی برسی تو دلستان بوسه زنم بر آستان
در به درم عزیز جان در پی تکیه گاه تو

ای دل مست شب زده هان ز حضور سرزده
چون نشدی فدا شده بی هنری گناه تو
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
دیدگاه ها (۱)

🏴 نوحهٔ حماسی «ترازِ غیرت و پیمان» | دکترینِ حَد••• ──────『 ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

یاهو

ره میخانه ام بنما که با خود بر سر جنگم در خُمخانه را بگش...

🕊 🍃 🕊 روز اول که نگاهم به تماشایت شد چشم ها خیره به آن چهره ...

رایحه ظهور او پر شده در همه جهان عطر خوش وصال او میرسدم ز هر...

هر شور وشری که در جهان استزان غمزهٔ مست دلستان استگفتم لب او...

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و...

پرده بگردان و بزن ساز نوهین که رسید از فلک آواز نوتازه و خند...

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط