{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقا امروز دعوا داشتیم...

آقا امروز دعوا داشتیم...
اونم حدود ساعت های شیش صبح
کسی هم ک باید با یه دختر دعوا میکرد من بودم
اون خیلی خوابش میومد
منم تقی زدم کتکش زدم تا میتونستم
نمیتونست زری بزنه
*ها ها ها*
و در اخر فرار ک نکرد هیچ
خوابش برد
منم اونجا ولش کردم بمیره
داستانش مفصله
خیلی عوضی بود اخه
بنظرم حقش بود
پولاش رو به عنوان شیرینی خودمم برداشتم
گوشیشو زیر پام نابود کردم انداختم سطل زباله:)
و بله
بدونید منم بلدم بد عوضی شم:) ♡
دیدگاه ها (۳۵)

وقتی بچتون گم میشه P³با یکم سردی گفت *عزیز دلم بازم باید حوا...

پارت ۲۸

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پارت دوم

خون آشام منpart2با سر درد خیلی بدی بیدار شدم ب ساعت نگاه کرد...

پارت 3ویو ا.تبعد از اینکه کوک گوشی پرت کرد گوشیمو و البته خو...

★ 𝕃𝕆ℝ𝔻 𝕆𝔽 𝔻𝔸ℝ𝕂𝔼𝕊𝕊 ★ 11 ( جیمین ){ چند دقیقه نگذشته بود ک صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط