خون آشام من

خون آشام من
part2





با سر درد خیلی بدی بیدار شدم ب ساعت نگاه کردم ۲۱:۳۰ رو نشون میداد فهمیدم تو اتاق اون عوضی ام خواستم بلند شم ک فهمیدم بغلم کرده سعی کردم بدون اینکه بیدار شه از بغلش بیام بیرون اما محکم تر بغلم کرد تا جایی ک به زور نفس میکشیدم ( ات جان نا سلامتی خون آشامه ها ) تا جایی ک میتونستم با دستم ب بازو هاش ضربه زدم ک با چشم های بسته گفت آنقدر تکون نخور دیگه (کلافه،عصبی،و کمی داد)
از ترس اینکه کاری باهام نکنه خوابیدم



صبح ته ته ویو



پاشدم دیدم ساعت ۸ صبحه به توله خرگوش کنارم نگاهی کردم(اتو میگه)
ک خیلیییی کیوت و خوردنی خوابیده بود
دلم نیومد بیدارش کنم و رفتم تا صبحونه بخورم


ات ویو



ساعت ۱۰ صبح بیدار شدم ک دیدم اون آشغال تو اتاق نیست رفتم تا دوش بگیرم بعد ۳۰ مین اومدم بیرون ک دیدم خیلی خون سرد رو مبل لم داده و دندون های نیشش بیرون زده
ضربان قلبم تا ۱۰۰۰داشت میرفت از موهای بلدم ک تا پایین زانو هام بود آب چیکه چیکه میکرد رو دادم پشت گوشم ک گردن سفیدم نمایان شد
از جاش بلند شد، با هر قدمش عقب میرفتم ک خوردم ب دیوار


که یک دفعه .............
بمونید تو خماری




مایل ب حمایتتت؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

خون آشام من part¹نمیدونستم کجام و دنبال جی هستم تو اون برف و...

جیمین فیک زندگی پارت ۹۲#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط