{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اخر/p4

نامجون: خانم مدیر

مدیر: بله؟

نامجون: شما چه مدیر بی مسئولیتی هستید... دخارم بخواطر دورگه بودنش مورد تجاوز بچه ها قرار گرفت

مدیر: اقای کیم... خودتون میدونید اینجا جای ماریلا نیست

نامجون: بله درسته... چون ماریلا لیاقت بهترین جارو داره نه این زباله دونی

مدیر: اقای کیم اروم باشید

نامجون: من اروم نمیتونم باشم وقتی بحث دختر نازم باشه... ماریلا خوبی دخترم؟

ماریلا: اوهوم خوبم بابا... فقط یکم دستم درد میکنه...

نامجون: ببینم... الان دسته بچه ی من ورم کرده شما پاسخگویی؟

مدیر: اقای کیم

نامجون: دیگه نمیخوام حتی یک تار موی بچم تو این مدرسه ی اشغال باشه

نامجون و ماریلا رفتن بیمارستان

دکتر: خب چیز خاصی نیست به دستت فشار اومده و در اثر ضربه یک ترک مویی کوچولو برداشته

نامجون: بله ممنون

دکتر: خیلی درد داری؟

ماریلا: اوهوم... میسوزه

دکتر: اگر خیلی درد نمیکنه دارو بدم ولی داره اذیت میکنه یک دوز مسکن بدم بهت

ماریلا: میتونم تحمل کنم...

دکتر: پس همین دارو هارو بخرید و صرف کنید

نامجون: بله ممنونم

دکتر: خواهش

رفتن بیرون

نامجون: بهتری؟

ماریلا: اوهوم

نامجون: دختر نازم بریم خونه استراحت کنیم؟

ماریلا: بریممممممم



¥پایان¥

ببخشید چرت شد💔🪭
دیدگاه ها (۷)

p3

رمان تهکوک

p4

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

P7 .PRISON MAFIA.

وقتی استادت بودP:2ویو ا.ت:+نیس..._اهمممبرگشتم دیدم کوکه و با...

stolen

پارت ۴ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه ی صبح_تهیونگ:اجوما جونگکوک رو برده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط